۵ شیوه برای تخلیه انرژی های منفی
هیچ آدمی نمیخواهد در موجی از انرژی های منفی باقی بماند. همهی ما تلاش میکنیم به هر نحوی که شده به تخلیه انرژی های منفی وجودمان و همچنین انرژی های منفی اطرافمان بپردازیم. تخلیه انرژی های منفی کار چندان دشواری نیست فقط لازم است مصمم باشید.
انرژی معمولا به دو صورت مشاهده میشود: خوب و بد. انرژی خوب به عنوان یک نیروی قدرتدهنده دیده میشود، همان عشقی که در وجودمان است. اگر خوب و مطابق با نیروی برتر رفتار کنیم، این نوع انرژی هم برایمان وسیله است و هم پاداش. انرژی بد نقطهی مقابل انرژی خوب است. این انرژی که نمایانگر خواستههای خودخواهانه و مشکلات روحی است، قابل اجتناب نیست و کاتالیزور تغییر است.
شما حقیقتا نمیتوانید بدون تاثیر پذیرفتن از این نیروی لعنتی زندگی کنید. اینکه چهطور با این نیرو کنار میآییم، پیشرفت (و عدم پیشرفت) ما را به عنوان آدمهایی منحصر به فرد تعیین و تعریف میکند. توانایی عبور شجاعانه از مشکلات، رفتار ناشی از پایداری عاشقانه و نیات روشن و مثبت، مقیاسی است که طبق آن هرکسی باید خود را ارزیابی کند. این سبک زندگی بسیار پربار اما دشوار است.
میدانم که این الگو خیلی آرمانگرایانه است. مطمئن هستم وقتی آن را بخوانید، توجیهاتی برای طی نکردن حتی الامکانِ جادههای دشواری به ذهنتان خطور میکند. ما در هر لحظه فقط کاری را میکنیم که از عهدهمان برمیآید. شخصا درسهایم را به سختترین شیوهای که تصور میکردم، آموختهام. این مطلب را به عنوان یک کارشناس نمینویسم بلکه به عنوان کسی مینویسم که خسته است از دیدن ترسهای عمیق در وجود دیگران، ترسهایی که ناشی از اشتباهات قابل اجتناب هستند.
وقتی این تکنیکها را به کار ببرید، بین قلب و ذهن شما پلی ایجاد میشود. شما هرگز نباید بکوشید این پیوند را کنترل کنید زیرا آنها کاری را انجام میدهند که قصدش را داشتهاند. ذهن شما قرار است در هر فرصتی، از شدت عوامل ترسناک، شگفتیآور، تحیرآمیز و خودخواهانه بکاهد. برای شرح و تفصیل مفاهیم انتزاعی بدون توجه به همهی موانع از جمله موانع آزاردهنده چه راه دیگری وجود دارد؟ در همین راستا قلب آنچه را که میتواند حس میکند. این افتضاح است زیرا به نظر میرسد صرف نظر از اهداف اگاهانه، کار خودش را میکند. اما به هر حال این قلب شما است! ایمان داشته باشید که به نفعتان عمل میکند.
۱. کمی به خودتان استراحت بدهید.
قرار نیست از کارتان دست بکشید یا به هر روی دچار سستی شوید. فقط کمی از روزهای عادی زندگیتان دور شوید. شرایطی را امتحان کنید که میتوانید در آن خود را پیدا کنید. لبخند بزنید که میتوانید چنین فرصتی داشته باشید! اگر نمیدانید باید چه کار بکنید نفس بکشید و یادتان باشد که این لحظهها زودگذر هستند. شاید اکنون راهحلی نداشته باشید، اما نگران نباشید، این پایان کار نیست. وقتی راهحل مشخصی ندارید، روی تحکیم منابعتان تمرکز کنید. آنچه میتوانید انجام دهید و اولویتها را تغییر دهید.
۲. نفس بکشید.
ذهن خود را از هر چیز خارجی دور کنید و روی تمامیت خودتان تمرکز کنید. تنفس میتواند استرستان را ذوب کند و از بین ببرد، و اگر اجازه بدهید روحتان را جسور و بیپروا میکند. زمانی را برای بررسی وضعیت سلامتیتان صرف کنید. و از تمام عناصر وجودیتان به خاطر آنچه انجام میدهند، تشکر کنید.
۳. حمام کنید.
در تمام فرهنگهای سراسر جهان، آب یک عنصر شفابخش است. آب را به اندازهای که دوست دارید گرم کنید و کمی روغن یا سایر مواد مورد نظرتان را به آن بیفزایید. احساس کنید که آب همهی انرژیهای منفی را میشوید و از بین میبرد؛ از دوباره جوان شدن خود لذت ببرید!
۴. دربارهی مشکلاتتان صحبت کنید.
هرچند این مورد آسان به نظر میرسد اما انجام دادن آن دشوار است. در سنین خود-اتکایی و استقلال هیچ کس نمیخواهد به دیگری تکیه کند و او را تا “سطح خود” پایین بکشد. با کسی که برای شما قابل اعتماد است صحبت کنید. میترسید که دیگران را به کدام سطح بکشانید؟ سطح بشری فقط همانی است که من میشناسم. مواقعی هم پیش میآید که آنها هم دوست دارند با کسی صحبت کنند. همهی آدمها سختیهایی را گذراندهاند یا در حال گذراندن روزهای سخت هستند. شما قدرت تشخیص شرایط زندگی دیگران را ندارید و ممکن است به همین دلیل از شنیدن شرح حال آنها شگفتزده شوید.
۵. به خود جسمانیتان توجه کنید.
این درونگراییهای ذهنی و متافیزیکی بدن را تغذیه نمیکنند. یک آدم گرسنه و خسته نمیتواند سختیها را مهار کند. یک میانوعده بخورید یا کمی چرت بزنید! وقتی بیدار شوید، مشکل سر جای خودش خواهد بود!