در این پست از سایت انجمن متافیزیک و علوم غریبه دکتر طلسم ، قوه خیال از دید اسلامی و جایگاه آن در ماورا را قرار دادیم در ادامه با ما همراه باشید.
افرادی که متون اسلامی را به خوبی مطالعه نکرده اند شاید تصور کنند که مفهوم ذهن، تمرکز فکر و حتی دلیل شهود و مفهوم رویاها فقط در ادیان شرقی به خوبی توصیف شده است در حالی که در متون اسلامی این مفاهیم نیز به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته اند که خلاصه ای از آن در مطلب زیر آورده شده است.
ابتدا می خواهیم با مفهوم قوه خیال یا متخیله که تمثیلی از عالم برزخ و مثال است آشنا شویم و انواع آن را بشناسیم.
برای سهولت در تفهمیم، مراتب وجودی انسان را به سه مرتبه تقسیم می کنیم که همگی در طول یکدیگر هستند و نه در عرض تا از هم گیسخته و بدون ارتباط نباشند.
اولین مرتبه وجود انسان همان بدن فیزیکی او است و مربوط به عالم ماده می شود.
دومین مرتبه، ذهن انسان است و قوه متخیله، واهمه، مفکره و حافظه به آن مربوط می شود و همان طور که گفته شد تمثیلی از عالم برزخ است چون افکار و تصورات ما مانند عالم برزخ دارای شکل و اندازه هستند ولی مجرد از ماده هستند یعنی خصوصیات مادی مثل وزن، حجم، مکان و زمان ندارد.
سومین مرتبه همان حقیقت انسان است که حتی شکل و کیفیت فیزیکی هم ندارد و کاملا از ماده و صورت مجرد است و می توان آن را مثالی از عالم نفس کلی دانست و لطیف تر و عالی تر از درجات قبلی است. صور عقلیه را می توان در این مرتبه دانست که آن هم مجرد مطلق است.
قوه خیال یا قوه متخیله چیست؟
قوه خیال واسطه ای است بین بدن مادی و قوه عقلانی و ابزاری است که توسط آن می توانیم از دنیای بیرونی و درونی خود اطلاعاتی را به دست بیاوریم و صورت گری کنیم و در اختیار عقل قرار دهیم. ما هر تصویر ذهنی که داریم و به حافظه خود سپرده ایم به کمک قوه متخیله بوده است. این قوه قادر نیست از خود اطلاعاتی بسازد بلکه باید با یک عامل بیرونی یا درونی اتصال پیدا کرده و اطلاعات را کسب کند و سپس شکل و صورتی از آن ساخته و در حافظه بایگانی کند. پس برای اینکه نفس ما به یک چیز علم پیدا کند و از آن مطلع شود باید با آن واقعیت ها و اشیا اتصال پیدا کند و قوه خیال نیز شکلی از آن در ذهن بسازد و به خاطر بسپارد. پس ما به قوه خیال نیاز داریم تا معانی را دریافت کنیم.
شاید بتوان کارکرد قوه خیال را مانند ضمیر ناخودآگاه انسان که در علم روان شناسی مطرح شده است بدانیم. ضمیری که قادر نیست از خود اطلاعات بسازد ولی هر چه را ببیند صورت یا مفهومی از آن را در خود ساخته و در حافظه نگهداری می کند.
انواع قوه خیال
دو نوع قوه خیال را علمای اسلامی معرفی کرده اند:
۱- قوه متخیله خارجی
۲- قوه متخیله باطنی
وقتی بیدار هستیم قوه متخیله خارجی فعال است. کار آن مشابه نگهبان دروازه ناخودآگاه که در علم هیپنوتیزم شناخته شده است می باشد یعنی رد کردن هر تلقین و باوری که برخلاف تجرب و عقل انسان است.
اما وقتی می خوابیم و یا حالاتی از بیهوشی و خلسه به انسان دست می دهد در این صورت قوه متخیله باطنی فعال می شود و انسان تقریبا خود را برای پذیرش هر چیزی آماده می کند. منطق و عقل از میان می رود و انسان به واسطه این نوع قوه خیال در عالم رویا غرق می شود و می تواند خود را هر چیزی تصور کند حتی با چیزهایی که اگر بیدار بود آنها را به عنوان یک چیز عقلانی قبول نمی کرد. پس رویابینی های غیرآگاهانه ما تا حدی ناشی از همین غلبه قوه متخیله باطنی هستند.
البته این قوه باطنی فقط در هنگام خلسه و خواب فعال نیست بلکه وقتی انسان بیش از حد دچار احساسات و هیجانات می شود و عنان از کف بدهد نیز تحت تاثیر همین قوه متخیله باطنی قرار می گیرد. او مانند انسان خوابی می شود که عقل و منطق او از میان رفته و نمی تواند درستی را از غلط تشخیص دهد.
حالا اگر کسی توانست کاری کند که قوه متخیله خارجی را بر قوه متخیله باطنی غالب کند چه اتفاقی می افتد؟
در این صورت بسیاری از توانایی ها از جمله برخی قدرت های ماورایی مثل رویابینی آگاهانه، الهام و شهود در انسان بیدار می شود و نوعی نبوغ نیز پدید می آید. کسانی که می توانند بی اختیار شعر بگویند، قطعه هنری خلاقانه بسازند یا خلاقیت های ذهنی زیادی داشته باشند از جمله همین افراد هستند.
ولی اگر قوه متخیله باطنی بر خارجی تسلط پیدا کند ممکن است حالاتی از گسستگی افکار و تشویش پدید بیاید مانند افرادی که قوای دماغی آنها به اندازه ای بر یک چیز متمرکز می شود که موضوعات دیگر در ذهن آنها جای ندارد مانند کسی که دچار خشم است. چنین شخصی متمرکز بر حس منفی خود است و قوه متخیله باطنی او تمرکز بر این خشم دارد و چیز دیگری به ذهن او نمی آید و تمام فضای ذهنی او صرف این موضوع شده است پس می گوییم نسبت به چیزهای دیگر دچار تشویش ذهنی پیدا کرده است. البته این نوع تمرکزها و استفاده از قوای خیالی باطنی اگر بر موضوعات خوب و مثبت باشد پسندیده است ولی اگر در مورد افکار و احساسات منفی باشد می تواند عنان فرد را چنان در دست بگیرد که او را به سمت کارهایی که به ضرر او تمام می شود بکشاند.