«خلسه» حالت خاصی است كه انسان در آن میتواند با ابعاد ماورائی و الهیِوجود خود ارتباط برقرار كند. در این حالت، توجه انسان از امور عادی و معمولی جدا شده، حركات ارادی بدن متوقف میگردد، حواس فیزیكی پنجگانه غیرفعال میشود و جسم فیزیكی فراموش میگردد.
همچنین در حالت خلسه بخش خودآگاه ذهن كنار رفته، ناخودآگاه هویدا و فعال میشود. بخش ناخودآگاه ذهن انسان، بسیار تلقینپذیر است، از این حالت میتوان حسن استفاده – برای القاء معروفات – و یا سوء استفاده – برای القاء منكرات – نمود.
قابل ذكر است كه علاوه بر حالت خلسه، در هنگام شوكهای جسمی، روانی و روحی نیز تلقینپذیری افراد افزایش مییابد. برای مثال در شكستها، موفقیتها، غمها، شادیها، بیماریها، مرگ عزیزان و… در این حالتها شخص بهراحتی تحت تأثیر حرف و عمل دیگران قرار میگیرد، لذا تن به انجام اَعمالی میدهد كه در حالت عادی تن دادن به آن غیرممكن است. این اَعمال میتواند مثبت (معروف) یا منفی (منكر) باشد. برخی جوانان در این حالتها تن به انجام منكراتی میدهند كه برای خودشان نیز انجام آن غیرقابل باور است. لذا در این حالتها، جوانان و نوجوانان به مراقبت و مواظبت بیشتری نیاز دارند و لازم است در اینباره اطلاعات و آگاهی بیشتری به آنان داده شود.
خلسه از نظر عامل بوجود آورنده به چهار نوع خلسهٔ تلقینی، خلسهٔ مرضی، خلسهٔ دارویی و خلسهٔ محیطی تقسیم میگردد.
- خلسه از نظر كیفیت به دو نوع مثبت و منفی تقسیم میگردد. خلسهٔ مثبت همراه با آرامش، نفسهای عمیق و شمرده و ضربان قلب آرام است.
- خلسهٔ منفی با اضطراب، تنفس سطحی و تند، ضربان قلب تند و سریع، خشك شدن دهان، بعضاً سیخ شدن موهای پوست و انقباض مثانه همراه میباشد.
- خلسهٔ مثبت بسیار مفید بوده، با تكنیكهای متافیزیك قابل حصول است و استفادههای فراوان دارد.
- خلسهٔ منفی بسیار مضر بوده بهصورت ارادی توسط شخص و یا در بیشتر موارد بهصورت ناخواسته توسط دیگران برای شخص ایجاد میشود و آسیبهای فراوان بهدنبال دارد.
برای مثال حالت جذبههای خاصی كه به عرفا دست میدهد، نوعی خلسهٔ مثبت و عالی مرتبه است. این نوع خاص از خلسه بهدلیل اشتیاق فراوان به حضرت حقتعالی و در اثر اخلاص و معرفت حاصل میشود. این خلسههای عرفانی و الهی در كسانی ایجاد میشود كه مؤمن، عابد، زاهد و عارف باشند، هر یك از این چهار مرحله پیشنیاز و مقدمهٔ مرحلهٔ بعدی است و نمیشود بدون طی سه مرحله اول به مرحلهٔ آخر – یعنی عرفان – رسید.
در عصر جدید شاهد ظهور عرفایی هستیم كه بدون طی این مراحل به عرفان رسیدهاند! از ابتداییترین احكام دین بیاطلاعند! مدعی رفتن در خلسه و یكی شدن با خدا هستند! از همه جالبتر آنكه خود ادعا میكنند كه عارف هستند! این گونه افراد یا در توهم، گمراهی و بیخبری گرفتار شدهاند و فكر میكنند كه بهجایی رسیدهاند، یا خود نیز میدانند كه خبری نیست و بهجایی نرسیدهاند و فقط دكانی باز كردهاند تا امورات دنیایی خود را سپری كنند. در هر صورت اینگونه افراد سبب انحراف دیگران بهخصوص جوانان و نوجوانان آن هم به اسم معنویت میشوند. خداوند تبارك و تعالی ما و ایشان را هدایت فرماید(انشاءا..).