چشم سوم چیست؟
تاریخچه چشم سوم
امروزه در اکثر ادیان، مذاهب، فرهنگ ها و اقوام بر اهمیت چاکرای آجنا تأکید میشود و این اهمیت به دوران ماقبل تاریخ برمیگردد. در آن زمان آجنا نقش یک حس گر روحی و معنوی را داشته است. گفته میشود که چشم سوم در انسان های اولیه کارایی داشته است. امروزه در انسان های قرن جدید نیزشواهدی از عملکرد چشم سوم وجود دارد. در انسان های قدیم ، چشم سوم به طور طبیعی فعال بوده و از آن بهره می گرفتند.
به عبارت دیگر آجنا در آنها یک ارگان ماورائی فعال بوده که به طور روزمره از آن استفاده می شده است. این در حالی است که در انسان مدرن هزاره ی سوم ، آجنا به طور معمول یک ارگان غیر فعال و خاموش است ، و فعال کردن آن مستلزم شناخت و تمرین می باشد. بنا بر نظر برخی از متا فیزیسین ها ، بارزترین نمونه توجه به چشم سوم را میتوان در بین هندوان مشاهده کرد . آنها حداقل یک بار در روز آداب مذهبی را انجام میدهند ، که قرار دادن یک نقطه از پودر رنگی روی پیشانی ( چشم سوم ) نیز بخشی از آن میباشد، این عمل باعث تحریک و فعال شدن چشم سوم میشود.
چشم سوم بدون شک واقعی است ولی نمیتوان آن را کامل درک کرد یا بهتر است بگوییم هر کسی چشم سوم باز ندارد. درک برای داشتن چشم سوم ارتباطی است بین بدن و روحمان که نیاز به قدرتی خاص دارد. زمانی که تفکر پایداری داشته باشیم چشم سوم باز می شود و هدایتگر داخلی قوی تر خواهد شد.
در زنان هندی این علامت بر روی پیشانی نشانه ازدواج میباشد و وجه تمایز بین زنان و دختران در جامعه هند است. در کتابهای مذهب هندو مطالب زیادی درباره ی آجنا نوشته شده است. وقتی مسیحیان کاتولیک در برابر صلیب زانو میزنند، با انگشتان خود علامت صلیب را بر روی سینه ترسیم میکنند که رأس این صلیب همیشه، پیشانی( چشم سوم ) است. بودائیان احترام خود را نسبت به چاکرای آجنا با قرار دادن یک قطعه جواهر یا زیور گرانبها در مرکز پیشانی مجسمه بودا نشان میدهند. آرایش پیچیده ی سربندی که سرخپوستان استفاده میکنند از پرهای رنگارنگی تشکیل شده، که به نواری تزیین شده وصل میباشند. آرایش این سربند در اطراف مرکز پیشانی حالت قرینه دارد. افرادی که دارای توانایی های روحی بیشتری هستند، سربندهای بزرگ تر با آرایش پرزرق و برقتر استفاده میکنند.
سربند مصریان قدیم در محل پیشانی دارای شکل یک افعی با سری افراشته است. در فرهنگ مصریان، افعی یک سنبل معنوی است و حضور آن در محل آجنا بر اهمیت این نقطه تأکید میکند. سربندیکه برخی از سربازان در زمان جنگ به پیشانی میبندند نیز جای تأمل دارد. مسلمانان در نمازهای روزانه خود به ازای هر رکعت نماز دو بار سجده میکنند و در هنگام سجده، پیشانی را بر مهر می گذارند و ذکر می گویند.
جالب است بدانيد كه چشم هورس، يا همان چشم جهان بين، كه در نگاره هاى مصر باستان بسيار مشاهده ميشود در واقع شباهت بسیار واضحی با بخش غده صنوبری مغز انسان (چشم سوم) دارد!
فعالیت و ترشحی غده صنوبری “Pineal gland” یا چشم سوم تا حدی درک شده است. مکان آن در عمیقترین نقطه مغز است، فیلسوفان در سراسر تاریخ به آن اشاره کردهاند و در آثار آنها از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. آنجا را به معبد اسرار شبیه میدانند که در صورت باز شدن دروازههای آن، فرد تجربیات عرفانی، متافیزیکی را تجربه مینماید که در پردهای از اسرار پیچیده شده است!
چشم سوم پل ارتباطی فیزیک و متافیزیک، ظاهر و باطن، جسم و روح، تن و روان، مغز و ذهن و خودآگاه و ناخودآگاه است.
چشم سوم پلی برای رفتن به فراسوی ابعاد مکان و زمان می باشد.
بعد فیزیکی ما (جسم) مقید به بعد مکان و زمان می باشد،
به این معنی که وقتی جسم ما در زمان حال است، دیگر نمی تواند هم زمان در گذشته و یا در آینده باشد.
یا وقتی چشم سوم پل ارتباطی فیزیک و متافیزیک، ظاهر و باطن، جسم و روح، تن و روان، مغز و ذهن و خودآگاه و ناخودآگاه است.
یا وقتی جسم ما در یک مکان است، نمی تواند هم زمان در مکان یا مکان های دیگر باشد.
این محدودیت ها برای ابعاد متافیزیک وجود ما مصداق ندارد.
پس انسان می تواند از طریق چشم سوم به ماورای بُعد مکان و زمان سفر کند.
در اصل می توان با کمک آجنا به مکان ها و زمان های دیگر در عالم فیزیکی و حتی در عوالم دیگر اشراف پیدا کرد.
آجنا دریچه ی ورود به جهان های ماوراء و شاه راه حیاتی برای رسیدن به جهان های دیگر می باشد؛ به عبارت دیگر چشم سوم سرآغاز ارتباط انسان با جهان های معنوی است. چشم سوم مناسب ترین مکان برای این کار در افراد اهل علم و دانش می باشد. پس می توان گفت، آجنا پلی بین سطح فیزیکی و سطوح معنوی است و راهی برای دست یافتن به واقعیت ها و توانایی های جهان های دیگر می باشد.