هنگامی که قصد دارید مراقبه از نوع تمرکز فکر بر یک موضوع را انجام دهید تا لحظاتی ممکن است این تمرکز را به خوبی حفظ کنید ولی حس ها و افکار مختلفی بعد از چند ثانیه یا چند دقیقه پس از شروع تمرکز فکر سراغ شما می آیند که باعث می شوند نتوانید بر چیزی که قبلا تمرکز می کردید مراقبه کنید. در این حالت ذهن شما به آن عامل حواس پرتی فکر می کند و ممکن است وقتی متوجه عدم مراقبه کردن خود شوید که فکر کردن به آن عامل حواس پرتی تمام شده باشد. به عبارتی گاهی حتی متوجه اینکه تمرکز فکر ما به هم خورده است هم نمی شویم مگر اینکه دوباره به خود بیاییم. این عوامل حواس پرتی می توانند به تدریج و یا ناگهانی نقطه توجه ما را بربایند.
۱- حس های فیزیکی
در طی مراقبه، جریان انرژی پرانا در بدن شدت پیدا می کند که ممکن است به صورت گرما، فشار و یا ارتعاش دریافت شود. ذهنی که آماده نباشد به جای ادامه تمرکز فکر، به ظهور و نحوه گردش این انرژی ها دقت می کند و حواس پرتی رخ می دهد. این مشکل در هنگام تمرینات پرواز روح بیشتر دیده می شود. حس های فیزیکی مثل ارتعاشات شدید و ضربان قلب می تواند به راحتی باعث شود که فرد، دیگر به تمرکز فکر ادامه نداده و به آن حس ها توجه کند. در این صورت در پرواز روح موفق نمی شود. این حالت در مراقبه عادی هم ممکن است رخ دهد. البته حس های فیزیکی دیگری نیز به خاطر خسته شدن اعضای بدن به دلیل قرارگیری در وضعیت مراقبه ممکن است باعث شوند که به آنها توجه کرده و تمرکز فکر از دست برود. حس های فیزیکی نوع دیگر مربوط به برخواستن عواطف قوی قدیمی و ظهور آنها در سطح آگاهی است. برای مثال خاطره ای از یک موضوع هیجانی به یاد شما می آید و همان موقع حس های فیزیکی قوی در چاکرای قلب احساس می شود که نباید به آنها توجه کرد تا انرژی، خود را تنظیم کند.
۲- فکر کردن به وقایع روزمره
دسته مهمی از عوامل حواس پرتی، افکاری است که مربوط به رویدادهای روزمره است. این افکار حتی در رویاها نیز نقش مهمی در تشکیل صحنه های مختلف خواب داشته و بیشتر خواب ها و افکار ما مربوط به آنها است.
۳- فکر کردن در مورد مراقبه
فکر کردن در مورد اینکه مراقبه شما چگونه پیش می رود هم نوعی حواس پرتی است. برای مثال اگر چند دقیقه توانسته اید تمرکز فکر خود را به صورت پیوسته و به خوبی حفظ کنید ممکن است به خود بگویید: “من چه قدر خوب تا به اینجا مراقبه کرده ام” یا:” من چه قدر حواسم پرت می شود. باید مراقب باشم دفعه بعد حواسم پرت نشود”. همین ها هم تفاوتی با افکار دیگر ندارد و از عوامل مخفی حواس پرتی است.
۴- تصاویر توهمی و یا شهودی
وقتی مراقبه عمیق می شود ممکن است تصاویر شفاف و روشنی برای مدت چند ثانیه دیده شوند. اینها هم می تواند ساخته و پرداخته ذهن و نوعی رویای کوتاه باشند و یا دریافت های شهودی. ما در دریایی از انرژی و آگاهی زندگی می کنیم و وقتی ذهن آماده باشد می تواند اطلاعاتی را از جهان دریافت و به صورت نمادین به سطح آگاهی برساند. توجه به این تصاویر می تواند مزاحم مراقبه شود بنابراین اینها هم نوعی از عوامل از حواس پرتی هستند. فقط وقتی باید به آنها توجه کرد که هدف از مراقبه، غیب بینی چنین تصاویری باشد و نه تقویت تمرکز فکر.
۵- رویا دیدن
اگر هوشیاری حفظ نشود امواج مغزی به شدت افت پیدا کرده و در کنار خواب آلودگی یا نبود آن، به تدریج و یا ناگهانی صحنه های واضحی از رویا شکل می گیرد و نوعی رویابینی اتفاق می افتد. در این حالت ذهن غرق رویا دیدن می شود. اگر آگاهی در آن نباشد همین صحنه های رویا باعث می شود که موضوع تمرکز فکر خود را فراموش کنیم. ولی اگر حالت اگاهانه داشته باشد می توان تمرکز فکر را در آن حالت نیز ادامه داد.
۶- خستگی و بی حوصلگی
احساس خستگی و بی حوصلگی ممکن است فقط مربوط به ابتدای شروع تمرین شود. ذهن در آغاز، مقاومت می کند و دوست ندارد این تمرینات را انجام دهد ولی اگر چند دقیقه مراقبه کنید این حالت از بین می رود. در ابتدای تمرین، ذهن هنوز درگیر مسائل بیرونی است و دوست دارد همان ها را دنبال کند ولی وقتی ارتباط آن با دنیای بیرونی کم کم قطع شود در این صورت در حالت مراقبه غرق می شود و شاید این بار بیرون آمدن از آن برای ما سخت شود.
یک مراقبه گر لازم است از همه این موانع عبور کند تا بتواند ذهن خود را طوری تربیت کند که توسط آن برای مدت طولانی و بدون ظهور عوامل حواس پرتی بر روی یک چیز مراقبه و تمرکز فکر کند.