۱. نمیتوانید فرد دیگری را درمان کنید.
درست است. شما فقط میتوانید به افراد کمک کنید خودشان را شفا دهند. برای شارژ دوبارهی یک آهنربا، یک آهنربای قوی را کنار آهنربای ضعیف میگذارید، به این ترتیب آهنربای ضعیفتر میتواند خودش را مجددا تقویت کند. ما آدمها ممکن است پیچیدهتر باشیم، اما فرقی با آنها نداریم. هر کسی متفاوت است و، مثل حیوانات، وقتی با هم همسو و متحد باشیم بدنمان به صورت غریضی میداند به چه چیز نیاز دارد.
۲. نمیتوانید به تنهایی خودتان را درمان کنید.
ما موجوداتی اجتماعی هستیم، و همه به عشق و حمایت نیاز داریم. به همین خاطر است که وقتی کمک دیگران را داشته باشید، خودبهبودی موثرتر خواهد بود. مثال آهنرباها را یادتان هست؟ یک مشت از آن آهنرباهای قوی را دور آهنربای ضعیف ببندید، و خواهید دید که چقدر سریعتر قدرتش را باز مییابد.
۳. اگر خودتان را شفا نداده باشید نمیتوانید به درمان کسی کمک کنید.
نمیخواهم دوباره مثال آهنرباها را پیش بکشم، چون خودتان میتوانید بفهمید. اگر مشکل خودتان را حل و فصل نکرده باشید، ممکن است از طریق نیت مغرضانه یا قضاوت نادرست آن را به فرد دیگری منتقل کنید. از سوی دیگر اگر از موضع سلامتی و تندرستی وارد شوید، ترسیم یک نقشهی شفا برای فردی دیگر آسانتر خواهد بود. با تشخیص استعدادهای منحصر به فرد خودتان میتوانید بهترین خصوصیات دیگران را هم ببینید، به همین سادگی!
۴. آسیبپذیری یک ضعف نیست، نهایت قدرت است.
درمان شما کمال غایی را تضمین نمی کند، زیرا همه ما دارای نقاط قدرت و ضعف هستیم. اما آسیبپذیری و گشودگی در تشخیص ضعفهایمان به ما اجازه میدهد بدانیم چه زمانی از موضع آسیب یا دردی در گذشته حرف میزنیم و بتوانیم اعمال و واکنشهایمان را مطابق با آن کنترل کنیم.
۵. برای کمک به درمان یک فرد تنها یک راه وجود ندارد.
در مدرسهی شفای باربارا برنان، هر فردی را منحصر به فرد میدانند. به همین دلیل، درمانگران به تشخیص و استفاده از موهبتهای خودشان برای کمک به جامعه و مراجعهکنندگان تشویق میشوند. همچنین، آنچه برای یک فرد موثر واقع میشود همیشه برای دیگران جواب نمیدهد و دلیلی وجود ندارد که خودمان را به یک چهارچوب خاص محدود کنیم. وقتی از قدرت خودمان استفاده میکنیم قویتر و در نتیجه موثرتر هستیم.
۶. برای خواندن یک هاله لزومی ندارد خاص باشید.
همهی ما هر روز هالههای انرژیمان را میخوانیم، چه از آن آگاه باشیم و چه نباشیم. و به همین خاطر است که احساساتی مانند عشق، استرس و خطر را حس میکنیم. روشهای مختلف و زیادی برای آگاه کردن و تعلیم دادن اطلاعات وجود دارد. برخی افراد انرژی را میبینند در حالیکه سایرین آن را به صورت عاطفی یا ملموس احساس میکنند، قدرت و عمق آن را به صورت غریضی درک میکنند، آن را میشنوند، میچشند، استشمام میکنند یا فقط بدون دلیل چیزهایی میدانند. البته یک فرد میتواند بیاموزد هر کدام از روشهای دریافت اطلاعات را تقویت کند، اما اول باید بفهمد از طریق قویترین و حساسترین کانال چطور در حال دریافت است. میتوانید تنها با توجه به چگونگی دریافت اطلاعات این کار را بکنید.