هاله چیست ؟ آیا هاله همان روح انسانی است؟
در کتاب (( انسان روح است نه جسد)) اثر دکتر رئوف عبید و ترجمه ی کاظمی خلخالی در مورد کیفیت حاله های بشری می نویسد :
(( هاله های بشری عبارتند از یک سری شعاع های نورانی که از جسم انسان بیرون می آید و از هر طرف انسان را احاطه می کند این هاله ها را فقط مدیوم هایی می بینند که دای جلاء بصری می باشند و می توانند آن را به شکل بیضی پیرامون محیط انسان ببینند این هاله گاهی امتدادش بیشتر و روشن می شود، گاهی هم کوتاه و کم نور دیده می شود. در اجسام مختلف یعنی انسانها و سایر جانداران به اشکال مختلف دیده می شود هاله های اجسام بشری همانطوری که اشکال و اجسام مادی باهم اختلاف دارند،مختلف است،این هاله ها دارای رنگ های متداخل با هم منند قوس و قزح ظاهر می شود.
انسان هایی که هاله های آنها اغلب سبز رنگ است و یا کبود رنگ و یا سفید رنگ می باشد این هاله ها نسان دهنده ی نشان دهنده ی شخصیت و ملکوت انسانی ،یعنی ضمیر باطن انسان.این هاله ها تمایلات،عواطف ،و خواسته ها و افکار و میزان رشد عقلی و روحی انسان و حتی سلامتی را مشخص می سازد زیرا حالت آنه هاله ها در اثر بیماری های بدن،از لخاظ رنگ های منتشره از آن تغییر پیدا می کنند.
وحتی شکل عمومی آن هم در اثر بیماری عوض می شود گاهی هاله شاخه پیدا می کند ،گاهی تقسیم می شود، این تغییرات در هنگام مس روحی یعنی تماس روح دیگری با روح آن فرد با تسلط روحی یعنی دخول روح دیگر به بدن مدیوم یا بیمار بیشتر ظاهر میشود.
هاله یکی از موضوعات مهمی است به خصوص برای کسانی که تحقیق در موضوع ارواح و به ویژه تحقیق در معالجه ی روحی می کنند.
کلمه ی هاله در نزد علمای روحی،به جو روشنی که محیط بر اشخاص و اشیاء است اطلاق می شود و تعداد و نوع این هاله ها ، تعداد و نوع موجودات زنده می باشد یعنب کیفیت هاله ی هر انسان و یا جانداران دیگر شبیه هم نیستند مهمترین وظیفه ی این هاله ها این است که عقل را در برابر بعضی از اثرات محیط خارج حفظ کند و آن اثرات در عقل به شکل محدودیت های نفسانی ،نگرانی اضطراب و یا عدم آرامش ظاهر می شود.
متافیزیک به مجموعه مقولات غیر قابل ادراک با حواس ظاهری گفته میشود، یکی از این مقولات انرژیهای لطیف اطراف موجودات مختلف میباشد، که از جمله موارد مهم برای تدبر و تعمق در عظمت خالق یگانه است. در اطراف بدن همه موجودات اعم از زنده و غیرزنده، یک حوزة انرژی لطیف وجود دارد. در انسان به آن، حوزة انرژی انسان ( HEF) یا هالة نورانی انسان میگویند، شکل آن تخممرغی و قطر آن تقریباً یکونیم متر است. این حوزة انرژی، به نسبت انرژیهای موجود در طیف رنگهای مرئی دارای طول موج و فرکانس متفاوت میباشد، به همین دلیل با حواس پنجگانه قابل احساس نمیباشد.
امروزه وجود هالة نورانی به روشهای مختلف اثبات شده است. در برخی کشورها، دانشمندان توانستهاند با لنزهای مخصوص از هاله عکس و فیلم تهیه کنند و یا از طریق دوربین مداربسته آن را روی صفحة تلویزیون نمایش دهند. در بعضی پژوهشها مشاهده شده است که حوزة انرژی انسان باعث انحراف اشعه لیزر از مسیر خود به صورت ضعیف میشود. برخی دانشمندان توانستهانـد این انرژیهای لطیف را با سرعـت کم از طریـق سیـم برق منتقـل کنند. عینکهای خاصی تحت عنوان عینک کرلیان وجود دارد که توسط آن هر شخصی قادر به رؤیت هاله میباشد. کانونهای انرژی در هالة انسان قادر به حرکت دادن آونگ در حالتهای خاص است. بعضی محققان نیز توانستهاند با دستگاه تشعشعیاب، انرژی هالة نورانی را ردیابی نموده، طول موج و فرکانس آن را بطور دقیق مشخص نمایند.
تاریخچة:
تاریخچة شناخت هاله به پنج هزار سال قبل بر میگردد. عرفا اولین کسانی بودند که به وجود هاله اشاره کردهاند. چینیها، مصریها، هندیها، ژاپنیها و ایرانیها از نخستین مللیاند که در مورد هاله مطالعه و تحقیق نمودهاند. دکتر جانوایت در کتاب“علوم آینده”حدود یکصد فرهنگ را ذکر میکند که هاله را شناختهاند و برای آن اسم خاصی ابداع کردهاند. فیثاغورث، بقراط، مادام بلاواتسکی، آنتوان مسمر، جیمزکلرکماکسول، باربارا برنن، جان پیراکس و کرلیان از جمله دانشمندانی هستند که دربارة هاله تحقیق و پژوهش نمودهاند. کنتویلهمفونرایشنباخ، سی سال از زندگی خود را در تحقیقات دربارة هاله صرف کرد.
کره زمین و کیهان فیزیکی نیز دارای هاله میباشند که تشعشعات آن از جنس بیوپلاسما میباشد و در تمام موجودات نفوذ میکند و عامل ارتباط تمام بخشهای کیهان با یکدیگر است. انرژیهای کیهان بر خلاف انرژیهای معمولی با دور شدن از منبع تقویت شده، دارای خاصیت تصاعدی است و همواره در حال تولید بیشتر میباشد. این حوزه تمام اشیاء و موجودات را به شکل باردار در میآورد و منبعی بیپایان است. انرژی کیهان فراتر از محدودة سه بعدی بوده، از لحاظ فیزیکی حالت القایی دارد. حوزة انرژی زمین را میتوان با حواس برتر(ادراکات فراحسی) احساس و ادراک نمود.
حوزة انرژی انسان تجلی حوزة انرژی کیهان است و تحت شرایط خاص قابل دیدن است، این حوزه عامل انتقال ارتعاشات خلاقه از سرشت برتر به جهان مادی است و انرژی مورد نیـاز ابعاد مـاورائی انسان را تأمین میکنـد.
همانطور که جسم به انرژی نیاز دارد و این انرژی از طریق غذا تأمین میشود، روان و روح نیز به انرژیهای خاص خود نیاز دارند که از طریق هاله تأمین میگردد.
عوامل درونی و بیرونی میتوانند بر کمیت و کیفیت هاله تأثیر بگذارند. سن، جنس، سلامت، بیماری، نوع کار، شغل افراد، وضعیت احساسی و عاطفی و عوامل محیطی از جمله عوامل مؤثر بر هاله در انسان میباشند. به عنوان مثال کودکان همانطور که از نظر جسمی به رشد کافی نرسیدهاند، هالة آنها نیز رشد لازم را نداشته، به شدت آسیبپذیز است و کودکان در مواقعی که احساس خطر کنند برای حفاظت از هاله خود به چتر هاله والدین پناه میبرند. مثال دیگر زنان و مردان هستند که چون از نظر درونی و عاطفی تفاوت دارند، هالة آنها نیز تفاوتهایی دارد. بیماریهایی که در جسم، روان و روح ایجاد میگردد، بر کیفیت هاله اثر میگذارد. مشاغل هنری و لطیف بر هاله تأثیر مثبت و مشاغل خشن و سخت تأثیر منفی دارند. برخی احساسات مانند خشم و عصبانیت بر هاله تأثیر منفی دارند، ولی خوش اخلاقی و نرمخویی بر هاله تأثیر مثبت میگذارد. رنگ و جنس لباس، رنگ محیطکار و منزل، بوهای مطبوع یا نامطبوع و انوار و اصوات موجود در محیط هم بر هالة انسان تأثیر میگذارند.
هالة نورانی انسان یک حالت پلاریته دارد و تراکم بارهای مثبت و منفی در همه جای آن یکسان نیست. جاهایی که دارای بار مثبت بیشتر به نسبت بار منفی باشد اصطلاحاً مثبت و قسمتهایی که دارای بار منفی بیشتر به نسبت بار مثبت باشد اصطلاحاً منفی گفته میشود. به عنوان مثال سر دارای با مثبت و پاها دارای بار منفی است، دست راست بار مثبت و دست چپ بار منفی دارد، جلوی بدن مثبت و پشت آن منفی میباشد، برای تسهیل انتقال انرژیِ هاله به دیگران باید قسمتهایی که دارای بار غیرهمناماند بهم وصل شوند.
تشعشعات هالة انسان رنگی بوده، چیزی شبیه طیف هفت رنگ در آن وجود دارد. علیرغم وجود هر هفت رنگ اصلی(قرمز تا بنفش) در هاله، رنگ زمینه(رنگ غالب) نسبت به سایر رنگها مشهودتر است، گاهی نیز به دلیل حالات درونی و عاطفی خاص، برای لحظاتی تشعشع فراوان رنگ خاصی دیده میشود که به آن رنگ تشعشعی گفته میشود. هر رنگی در هاله بیانگر یکسری ویژگیهای خاص خود میباشد و نمیتوان گفت کدام رنگ خوب و یا کدام رنگ بد است. بطور کلی تمام رنگها دارای دو وجه مثبت و منفی میباشند و بروز هر یک از این وجوه، به خود شخص بستگی دارد. هر رنگ اگر به صورت شفاف، درخشان و روشن باشد خوب و اگر به صورت کدر، تیره و مات باشد بد است. فقط دورنگ سیاه و سفید یک وجهیاند، سیاه منفی و سفید مثبت است، در اصل این دو، وجوه یکدیگر میباشند. وجود رنگ یا لکههای سیاه در هاله نشانة خوبی نمیباشد. از روی تغییرات کمی و کیفی رنگها میتوان به وجود برخی بیماریها پیبرد.
هالة انسان به صورت لایهلایه میباشد. دانشمندان متافیزیک بر اساس ادراک، تحلیل و دقت خود آنرا به سه، پنج، هفت و دوازده لایه تقسیم کردهاند. شاید تقسیم هاله به هفت لایه صحیحتر باشد که در انطباق با هفت چاکرای اصلی موجود در هاله میباشد. لایههای یک، سه، پنج و هفت ساختار معین دارند، ولی لایههای دو، چهار و شش سیالات بیشکلاند که در لابهلای لایههای فرد قرار گرفته است. هر لایه به اتفاق چاکرای مربوطه وظایف مشخصی را بر عهده دارد.
در حوزة انرژی انسان ساختارهایی تحت عنوان چاکرا(کانون انرژی) وجود دارد. این مراکز مسؤول تبادل انرژی بین هالة انسان و هالة کیهان(ارسال و دریافت انرژی) و همچنین مسؤول متعادل کردن انرژی در سطوح مختلف هاله میباشند. چـاکراهـا به دو نـوع اصلـی و فـرعی تـقسیم میشوند، تعداد چاکراهای اصلی هفت و فرعی بیستویک میباشد. چاکراها شبیه قیف هستند، انتهای باریک چاکراهای اصلی به سمت مغز یا نخاع و قسمت پهن آن به سمت خارجیترین لایه هاله قرار گرفته است.
هاله هر فرد به صورت خواسته یا ناخواسته در معرض آسیب از طرف دیگران میباشد. البته گاهی نیز خود شخص به هالة خود آسیب وارد میکند. برای مثال استفاده از سیگار، مواد مخدر و مشروبات الکلی، همچنین انجام کارهای منفی به شدت باعث تخریب هاله میشود. برخی افراد به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه با ارسال انرژی منفی باعث آسیب به هالة دیگران میشوند. احتمالاً چشمزخم، حسادت و امثال آن از همین طریق تأثیرات منفی خود را اعمال میکنند. برخی انگلهای متافیزیک نیز با تغذیه از هالة انسان باعث تخلیه انرژی هاله میشوند. برای محافظت از هاله در مقابل آسیبهای خارجی، میتوان در اطراف هاله حصار ایجاد کرد.(حصار یک طیف انرژی لطیف ولی مقاوم است که به صورت پوششی هاله را احاطه کرده، از تأثیرات انرژیهای منفی بر آن جلوگیری میکند.) حصار را میتوان با تکرار کلمات و جملات مقدس و پر انرژی در حالت تمرکز ایجاد نمود.
هر فرد میتواند با ارسال انرژی از هالة خود به هالة دیگران، نقاط آسیب دیده را ترمیم نماید که به این حالت“هاله درمانی”یا“انرژی درمانی” گویند. البته به دنبال ترمیم نقاط آسیب دیدة هاله، عوارض و بیماریهای موجود در بخشهایی از جسم، روان و روح که در ارتباط با این نقاط بودهاند نیز بهبـود مییابند. در انرژی درمانی، درمانگر یا از انرژی هالة خود میدهد و یا به صورت کانال و مجرایی برای انتقال انرژی کیهان عمل میکند، که حالت دوم برای درمانگر و درمانجو مفیدتر است. امروزه در مراکز علمی موارد زیادی از درمان بیماریهای لاعلاج یا صعبالعلاج با بهره از هاله درمانی ثبت شده است.