همۀ ما برای کارهایی که به دلایلی نمیخواهیم انجام دهیم عذر و بهانههایی میآوریم یا گاهی ناخودآگاه نگرانیهای نادرستی در مورد آن در ذهنمان حک میکنیم،عذر و بهانههایی را که معمولا ما برای طفره رفتن از مدیتیشن میآوریم، چیزهای پوچی میدانند. در این پست روش های غلبه بر بهانی مدیتیشن را قرار دادیم در ادامه با ما همراه باشید.
۱- وقت ندارم و نمیدانم چگونه انجامش دهم.
راهحل پیشنهادی: تمرین کوتاهمدت مدیتیشن نیز میتواند اثرگذار باشد. به گفتۀ شارون سالزبرگ تنها پنج دقیقه مدیتیشن در روز میتواند به نتایج قابلتوجهی از جمله کاهش استرس و افزایش تمرکز منجر شود. او پیشنهاد میکند: «برای شروع، هر روز زمان کوتاهی را به مدیتیشن اختصاص دهید. آرام و راحت در مکانی ساکت روی زمین، بالشت یا صندلی بنشینید، طوری که ستون مهرههایتان صاف باشد. البته نه خیلی کشیده یا تحت فشار. اگر لازم شد روی زمین دراز بکشید، نشستن اجباری نیست. چشمانتان را ببندید و چند نفس عمیق بکشید. دقت کنید هوا چطور از سوراخهای بینیتان وارد شده، قفسۀ سینه و شکم را پر میکند و بعد خارج میشود. سپس توجه خود را معطوف به ریتم طبیعی تنفستان کنید. اگر مشکل تمرکز داشتید نگران نباشید. اگر فکری مزاحم تمرکزتان شد، به آرامی آن فکر یا احساس را رها کرده و دوباره توجهتان را به تنفستان بدهید. اگر روزانه مدت زمان معینی را به این شیوه تمرین کنید، سرانجام خواهید توانست در هر موقعیتی، تمرین ذهنآگاهی را انجام دهید.
۲- از تنها بودن با افکارم وحشت دارم.
راهحل پیشنهادی: مدیتیشن میتواند شما را از همۀ افکار مزاحم رها کند. جک کورنفیلد، نویسنده و مربی یوگا که اکنون در اسپیریت راک مدیتیشن سنتر، مشغول تدریس است در کتاب «قلب آگاه: راهنمای آموزههای روانشناسی عرفانی» مینویسد: «افکار ناسالم ما را به گذشته پیوند میدهند. با این وجود، میتوانیم افکار مخرب جاریمان را تغییر دهیم. از طریق تمرین و تعلیم ذهنآگاهی میتوانیم افکار مخربمان را بهعنوان عادتهای آموختهشدۀ قدیمی در نظر بگیریم. آنگاه میتوانیم گام تعیینکنندۀ بعدی را برداریم. سپس درمییابیم که چگونه این افکار وسواسگونه، باعث ایجاد احساس غم، ناامنی و تنهایی میشوند. بهمرور و با یادگیری تحمل انرژیهای منفی، میتوانیم از فشار و سختیشان بکاهیم. ترس میتواند به احساس حضور و هیجان تبدیل شود. سردرگمی میتواند حس توجه و علاقه تبدیل شود. ابهام و عدم قطعیت میتواند به شگفتی و احساس بیارزشی میتواند به حس شرافت و بزرگی برسد.
۳- تمرین را درست انجام نمیدهم.
راهحل پیشنهادی: کابات زین به درستی در کتابش با نام «هرجایی که بروی همان جایی: مدیتیشن ذهنآگاهی در زندگی روزمره» نوشته است که شیوه منحصربهفرد صحیحی وجود ندارد. بهواقع هیچ راه درستی برای تمرین وجود ندارد. بهترین کار، رویارویی با هر لحظه با تمام نیرو و توان است. باید عمیقاً در لحظه غرق شویم، سپس آن لحظه را رها کرده و به لحظۀ بعدی توجه میکنیم. نه اینکه به گذشته بیاویزیم. برای رسیدن به این هدف، چیزهای زیادی برای دیدن و آموختن وجود دارد. ولی ما همۀ آنها را درک نمیکنیم. بهترین راه، اعتماد به تجربۀ خودتان، محترم شمردن آن و رهایی از نگرانی در مورد درست یا غلط بودن احساستان است. اگر در مقابل، به دلیل حس ناامنی، عادت دارید شخص دیگری بر تمرینهایتان نظارت و آنها را تایید کند، راهحل این است که با اطمینان به تواناییهای خودتان عمل کنید. آنگاه خواهید دید اتفاق عمیقتری در طی مسیر برایتان رخ میدهد.
۴- ذهنم مشوش است، نمیتوانم کاری برایش کنم.
راهحل پیشنهادی: بیایید از مفاهیم و انتظارات از پیش تعیین شده، دست برداریم. انتظارات درواقع به مانع و عامل انحرافی ما تبدیل میشوند. پس سعی کنید ذهنیتهای قبلی را از خود دور کنید. زیدان۸ میگوید: «انتظار تجربۀ شادی نداشته باشید. حتی انتظار احساس بهتر را هم نداشته باشید. فقط بگویید میخواهم ۵ تا ۲۰ دقیقۀ آینده را به مدیتیشن اختصاص دهم». در طول مدیتیشن، با پیداشدن احساساتی مانند ناراحتی، خستگی و حتی شادی، از آنها گذر کنید چون شما را از درک لحظۀ حال دور میکنند. شما به احساسات و هیجانهای مذکور چه مثبت و چه منفی، متصل میشوید. هدف، داشتن یک احساس خنثی است. فقط به احساسات متغیری که نسبت به تنفستان پیدا میکنید، توجه کنید و بدانید که آگاهی از مشغول بودن ذهنتان نیز بخشی از تمرین است.
۵- انگیزه و ارادۀ لازم را برای تمرین منظم ندارم.
راهحل پیشنهادی: تمرین مدیتیشن را مثل حمام کردن یا مسواک زدن، به بخش ثابتی از زندگیتان تبدیل کنید. وقتی توانستید زمان مشخصی را برای تمرین منظم اختصاص دهید (شمارۀ ۱)، هنوز هم باید سعی کنید فرضیات اشتباه و انتظارات غیرواقعی از تمرین، پیشداوری و مقاومت در برابر تمرین را کنار بگذارید. گویال دربارۀ چگونگی تبدیل مدیتیشن به بخش ثابت و منظم برنامۀ روزانه میگوید: «همۀ ما کمبود وقت داریم. پس اهمیت بالایی برای مدیتیشن قایل شوید تا بتوانید بهطور روزانه تمرین کنید. در عینحال گاهی تغییری در برنامهها ایجاد میشود. اگر به هر دلیلی چند هفته، در تمرینهایتان وقفه افتاد، سعی کنید بعد از حل مشکل، دوباره تمرین را آغاز کنید». البته چند روز اول ممکن است مدیتیشن کمی سخت باشد. همانطور که بعد از مدتی استراحت، نمیشود انتظار پیادهروی مرتب و روزانه داشت، پس در آغاز دوبارۀ مدیتیشن نیز انتظار زیادی از خود نداشته باشید.