دستور مراقبه: باگوان شری راجنیش (اوشو)
نشستن درست یکی از ارکان مراقبه است. در این دستور اوشو راهی را برای نشستن صحیح به ما یاد می دهد.
این تکنیک یکی از روشهایی است که بودا مورد استفاده قرار می داد و آن را Siddhasan می نامند و راهی برای تجربه بی وزنی در هنگام نشستن است. در این تمرین لحظه ای می رسد که در آن احساس بی وزنی می کنید. و هدف از این حس بی وزنی این است که بدانید شما فقط بدن فیزیکی خود نیستید. در این هنگام از هیپنوتیزم خارج می شوید. برای شما احساس وزن و احساس اینکه وجود شما همین بدن فیزیکی است نوعی هیپنوتیزم شدن است. خروج از این حالت کمک می کند تا به محدوده ماورای ذهن خود برسید.
برای انجام این تمرین روی زمین بنشینید. ستون فقرات را صاف نگهدارید. با صاف نشستن، نیروی جاذبه کمترین تاثیر را روی بدن شما بوجود می آورد.
سپس با چشمان بسته بدن خود را کاملاً روی زمین بالانس کنید. قدری به سمت راست خم شوید و نیروی جاذبه را بخوبی احساس کنید. بعد قدری به سمت چپ خم شوید و جاذبه را در این سمت حس کنید. بعد به جلو و بعد به عقب خم شوید تا تجربه جاذبه را در تمام جهات داشته باشید. سپس با تنظیم بدن خود جایی را پیدا کنید که کمترین وزن را حس کنید. بعد از این قسمت بتدریج به خود اجازه دهید تا احساس بی وزنی داشته باشید. در این تمرین بعد از مدتی، لحظه ای می رسد که کاملاً حس بی وزنی پیدا می کنید. بعد از این قسمت است که به دنیای کاملاً متفاوتی قدم خواهید گذاشت. دنیایی که در آن از بدن خود درس می گیرید. در این دنیا می توان از سد و محدوده ذهن عبور کرد. این تکنیک یکی از روشهای بسیار پایه ای برای تجربه ذهن آزاد و روان است.
مراقبه تنفس تعادل بخش
۱- راحت بنشینید. مطمئن شوید که پشت و گردنتان صاف و سرتان راست اما وانهاده است. سه بار تمرین تنفس کامل را انجام دهید.
۲- دو انگشت نخست دست راست تان را بر روی سوراخ راست بینی خود قرار دهید و به آرامی آن را فشار دهید. از طریق سوراخ چپ بینی آهسته و طبیعی نفس بکشید. نفس خود را تا شماره ی سه نگه دارید.
۳- دو انگشت نخست دست راستتان را به سمت سوراخ چپ بینی حرکت دهید و آن را ببندید ( در صورت تمایل، می توانید این کار را با انگشتان دست چپتان انجام دهید).تا شماره ی سه نفس تان را آهسته و طبیعی از سوراخ راست بینی خارج سازید .
۴- از سوراخ راست بینی نفس بکشید. نفس تان را تا شماره ی سه نگه دارید. در حینی که نفس تان را نگاه داشته ید، انگشتان دست تان را به روی سوراخ راست بینی انتقال دهید و نفس تان را بیرون دهید. با این کار یک چرخه تنفسی کامل می شود .
۵- این چرخه را شش بار آهسته و با ملایمت انجام دهید. سپس در عین آگاهی از تعادل انرژیها در بدنتان لحظاتی آرام بنشینید. دوباره اظهار سپاسگزاری کنید. ابراز سپاسگزاری پس از هر تمرین تأثیرات آن را تقویت می کند و تلقینات مثبتی را به ذهن ارسال می دارد.
مراقبه وانهاده ساختن و طراوتی دوباره بخشیدن به بدن
۱- لباس راحتی بپوشید و هرگونه احساس تنگی و گرفتگی در اطراف گردنتان را برطرف سازید. درجایی نسبتاً سفت، راحت، و در صورت امکان، با گذاشتن بالشی زیر سرتان طاقباز دراز بکشید. پاهیتان باید کمی از یکدیگر فاصله داشته باشند و دستهایتان در دو طرف بدنتان قرار بگیرید .
۲- سه نفس عمیق بکشید و به هنگام بازدم هرگونه تنشی را از خود دور سازید. با چشمانی باز بر چاکرای قلب ( در خط تعادل بدن بین سینه ها ) متمرکز شوید .
۳- وانهاده ولی هوشیار باشید و نگذارید خواب تان ببرد. بگذارید بدنتان وضعیت خود را پیدا کند. باید همچنان هشیار بمانید تا بدنتان وضعیت خود را پیدا کند. و هنگامی که تعادل خود را به ملایمت باز می یابید با شما گفتگو کند. توجه کنید که چگونه نواحی پر تنش بدن وانهاده می شود. ممکن است برخی از بخشهای بدن تکان کوچکی بخورد. همچنان تمرکز آرام خود بر چاکرای قلب را حفظ کنید.
۴- با گذشت چیزی حدود پانزده دقیقه ، انرژی بدن تعادل خود را باز خواهد یافت که ممکن است آن را در شکل احساس گرما یا احساس سبکی درونی در سرتاسر بدن احساس کنید. تا زمانی که احساس نیاز می کنید، در وضعیت دراز کش باقی بمانید.
۵- احساس طراوتی دوباره و تازگی در شما پدید خواهد آمد. قبل از اینکه از جای خود برخیزید ، از توانایی بدن برای طراوت بخشیدن به خود به چنین شیوه ای تشکر کنید.
مراقبه به درون دمیدن انرژی زمین
۱- کفشهایتان را درآورید و در حالی که کف هردو پایتان بر روی زمین و دستهایتان با کف دست رفکر میکنم دوستانی که تا کنون مطالب قبلی رو خوندن تونستن مسئله رو تا حدودی درک کنن. منظور من اونهایی هستند که تا این لحظه هیچ تجربه ای در زمینه کنترل رویا نداشته اند. ولی با این حال حتی اونهایی که این کار را انجام داده اند ممکن است که این مطلب رو مفید ببینند. روش بسیار موثری برای کنترل رویا(خواب) وجود داره که در طول روز وقت بسیار کمی هم میگیره. البته این شاخه یعنی کنترل رویا به هیچوجه منحصر به غرب نیست بلکه از شرق به غرب رفته حتی در تمدنهای چند هزار ساله جهان به این علم بر میخوریم. مثلا در یوگا شاخه ای به نام Dream Yoga وجود داره به معنی یوگای خواب که هنوز که هنوزه خیلی از اسرار اون فاش نشده و سینه به سینه بین تبتیها و سایرین( حتی در جزیره ای در اقیانوس آرام به بچه هایشان از همان اوان کودکی یاد میدهند که خوابها را به یاد بیاورند و آنها را تفسیر کنند) گشته است. مثلا یکی از کارهایی که استادان به شاگردان دستور انجام آن را میدهند اینست که وقتی در خواب آگاهی خود را به دست آوردند مثلا شی کوچکی را بزرگ کنند و اگر شی بزرگی بود آن را کوچک تا در این کار مهارت پیدا کنند. حتی سرخپوستان هم به این مسائل اهمیت میدادند و این جزئی از تمریناتی است که جادوگرهای آنها ( Shaman ) به شاگردانشان آموزش میدادند و هنوز که هنوزه هم آموزش میدهند. آثاری در آمریکای جنوبی هست که فقط از ارتفاع زیاد قابل تشخیص است. به احتمال زیاد شما هم درباره شون شنیدید. ولی اون چیزی که محققین درباره شون میگن بسیار دور از واقعیت. اینکه اینها نشانه ای برای موجودات فضایی هستند که بتوانند فرود بیایند. به اعتراف جادوگرهای آن منطقه اینها برای تمرین شاگردان میباشد به این صورت که در صورت موفقیت یک شاگرد در پرواز بتواند آن را از ارتفاع زیاد ببیند. پس همانطور که میبینید قدمت این کار به هزاران سال گذشته بر میگرده. حالا من روش مدرن بیداری در خواب رو میگم تا شما هم بتونید به تمرینات در این زمینه مبادرت کنید. با انجام دادن این تمرینات ممکنه همون چند روز اول موفق به بیداری در خواب بشید و یا بعد از چند هفته. ولی به هرحال تحمل خودتون رو از دست ندید و مطمئن باشید که این روش کارسازه.
۲٫ به یاد آوردن خوابها میتونه روند بیداری در خواب رو افزایش بده. برای همین توصیه میکنم کاری رو که در نوشته قبلی ذکر کردم انجام بدید. البته نه اینکه این کار رو اول انجام بدید بعد بقیه بلکه این کارها بهتره به موازات هم انجام بگیره. پس خودتون رو برای یادآوری خوابها آماده کنید. دیشب چه خوابی دیدی؟ یادت نمیاد؟ پس یادت باشه حتما نوشته قبلی رو بخونی.
۳٫ در طول روز هر کجا که هستی مطمئن شو که خواب نمیبینی. چطوری؟ یه لحظه توقف کن به اطرافت نگاه کن ببین چیز غیر منطقی و متناقض نمیبینی؟ اتاقت همون اتاقه؟ ببین چیزی تغییر نمیکنه؟ چون این یکی از خواص خوابه که اشیاء به سرعت تغییر میکنن. مثلا ممکنه اتاق بزرگ بشه یا در کوچیک یا از در بری بیرون ببینی مثلا خونه خاله هستی. پس دقت میکنی و برای مدت کوتاهی طبیعت اطرافت رو امتحان میکنی. یکی از بهترین روشها اینه که انگشتت رو بکشی. بدن ما در رویا خیلی لطیفه و براحتی کش میاد. پس اگه این کار رو کردی و دیدی انگشتت داره کش میاد بدون که داری خواب میبینی. یه روش خیلی قوی دیگه که میتونی تو خونه انجام بدی پریدنه. اگه تو خواب بپری و اراده کنی تو هوا معلق بشی میتونی تو هوا مثلا چند لحظه به همون حالت بمونی. حالا ما از این روش استفاده میکنیم و میپریم. اگه تو هوا چند لحظه ای معلق موندید بدونید دارید خواب میبینید. من روش انگشت کشیدن و پریدن رو امتحان کردم و باور کنید خیلی خیلی قوی هستن. پس حتما این دوتا رو باهم انجام بدید.
اگر همه اینها رو امتحان کردی و دیدی که خواب نیستی به خودت بگو که دفعه دیگه که خواب میبینم یادم میاد که این کار رو بکنم. بعد چشماتون رو ببندید و خودتون رو چند لحظه در حال انجام کاری که دوست دارید تو خواب انجام بدید تصور کنید. این کار رو روزانه ?-?? بار انجام بدید و منتظر نتایج باشید. در صورتیکه تو خواب بیدار شدید به هیچ وجه هول نشید و هیجان زده نشید. البته این کار اجتناب ناپذیره ولی حداقل یادتون باشه در دفعات بعد آروم آروم باشید تا بتونید از این فرصتی که بدست آوردید نهایت استفاده رو ببرید و با هیجان زده شدن باعث از دست دادن آگاهیتون در خواب نشید. باور کنید احساس خوبی نداره وقتی میبینید همه تلاشهاتون با ذوق کردن از بین رفته و مجبورید تا فرصت بعدی صبر کنید.
۴٫ هر شب قبل از خوابتون خوابهایی رو که نوشتید بخونید و اونها رو تو ذهنتون مرور کنید. وقت خواب به خودتون بگید که همه خوابهایی رو که میبینید بعد از اینکه صبح بیدار شدید به یاد خواهید آورد.
۵٫ پیشنهاد من اینه که انشاءالله وقتی تو خواب بیدار شدید به هیچ وجه انرژیتون رو با هیجان زده شدن از دست ندید و همچنین از فکر انجام هر عمل جنسی تو رویا بیایید بیرون چون مطمئن باشید غیر از اینکه حالت بدنی شما ضعیف میشه و منجر به بیداری از خواب میشه احتمال از دست دادن آگاهی در خواب رو به دنبال داره که خیلی قویه چون شما هنوز از لحاظ تجربه در سطح پایینی قرار دارید و نیاز پیدا میکنید که برای دفعه بعد انرژی بیشتری ذخیره کنید.تله پاتی (انتقال فکر) برای انجام این تمرین ابتدا در مکانی آرام ونسبتا تاریک بدن خود را ریلکس کنید سپس با چند تنفس آرام و عمیق تمام ذهن وبدن خود را آرام کنید حالا سعی کنید به مدت چند دقیقه به هیچ جیزی فکر نکنید وتمام افکار مزاحم را دور بریزید ( اگر تمرینات قبلی را درست انجام داده باشید اکنون براحتی می توانید فکر و ذهن خود را آرام کنید و یک خلا فکری خوبی داشته باشید.) . پس از انجام این مراحل آمادگی لازم برای انتقال فکر را دارید درابتدا سعی کنید با موضوعاتی ساده کار کنید تا به تدریج هم تسلط شما بر تله پاتی بیشتر شود و هم اعتماد به نفس شما برای انجام تمرینات سنگینتر و مشکلتر افزایش پیدا کند .حالا فرض میکنیم که می خواهیم که فکری را انتقال دهیم (تله پاتی)
در حالی که در کاملا ریلکس هستید چشمان خود را آرام ببندید وفردی را که میخواهید با او تله پاتی داشته باشید در نظر بگیرید کنید تمام حالات روحی و فیزیکی شخص مورد نظر از قبیل شکل وحالت صورت – طرز صحبت کردن – چیزهای مورد علاقه آن شخص و … را دقیقا در ذهن خود تجسم کنید به شکلی که هم اکنون آن شخص درروبروی شما قرار گرفته و شما دارید با او صحبت کرده و به چهره او نگاه میکنید اکنون تصویر ذهنی خود را بزرگتروشفافتر کنید و دقیقترین جزییات را به شکلی واضح وشفاف در تصویر ذهنی خود ترسیم کنید. تقریبا چیزی شبیه یک فیلم با همه جزییات آن. حالا از او بخواهید که کاری را انجام دهد همانطور که گفتم در ابتدا با چیزهای ساده شروع کنید مثلا از او بخواهید که به شما تلفن کند بعد از این که در این کار موفق شدید سعی کنید در تمرین بعدی با استفاده همین روش از او بخواهید همین عمل را در یک زمان مشخص انجام دهد و به همین شکل می توانید تمرینات را گسترده تر ومتنوعتر کنیدوقتی میگویید : (( من هستم )) در واقع امواج فکری خود را به اتر میفرستید تا ادعای شما را بدینگونه که ان را میبینید ثبت کند.
یاد بگیرید که فکر خود را متمرکز کنید فکر محکم و متمرکز می تواند اطمینان زیادی بوجود آورد .
حقانیت شهادتهای تو ابدی است : مرا درک کن و من به زندگی ادامه خواهم داد.
سعی کنید هر روز چند دقیقه از وقت خود را در جا یا حالتی باشید که کسی مزاحمتان نباشد ، کاملا آرام بایستید و خود را در یک وضعیت راحت و مطلوب قرار دهید ..
سپس چشم های خود را ببندید و قوه تخیل را به کار وادارید ..
حالا در ذهن ، خود را در وضعیتی که به ان علاقه دارید و مایلید به آن برسید تجسم کنید .
امواج این تخیلات را در فضا بفرستید ..
با انجام ممتد این کار امواج به هدف برخورد خواهد کرد ( رسیدن به هدف )
تو راه حیات را به من نشان خواهی داد : در حضور تو کمال لذت وجود دارد و در دست راست تو لذت ابدی
شما هم می توانید با دیگران صحبت کنید ..
می توانید آنها را مداوا کنید …
قادرید به آنها کمک کرده و هشدار دهید …
به احساس های خود بی اعتنا نباشید و از آنها پیروی کنید..
مدت مراقبه: هفت روز
همیشه به یاد داشته باشید، مهم نیست چه کاری انجام میدهید، ببینید آیا در مرکز هستید یا خیر؟ چون اگر چنین نیست بهتر است از انجام کار منصرف شوید. به شما بگویم: هیچ کسی نمیتواند شما را به انجام چیزی وادار کند.
وقتی چیزی برای شما اتفاق میافتد یا قرار است کاری را به انجام برسانید، اول برای مدت کوتاهی به انرژی خود دقت کرده و آن را متمرکز کنید. بعد به انجام کار مشغول شوید. لازم نیست به ظاهر لبخند بزنید، حس و انرژی خود را متمرکز کنید و وقتی کار ار از روی دل و جانتان انجام میدهید است که تمام سلولهای بدنتان لبخند میزند.
از لحظه بیدار شدن از خواب این را به یاد داشته باشید: واقعی باشید. برای هفت روز هیچ کار کاذبی انجام ندهید. هرچه که از دست رفت بگذارید برود. هرچه را هم از درون خود از دست دادید بازهم مهم نیست، بگذارید برود فقط واقعی بمانید. مطمئن باشید در پایان این هفت روز زندگی جدیدی را آغاز میکنید. این مراقبه به شما کمک میکند تا لایههای قدیمی خود را کنار بزنید و زندگی جدیدی را شروع کنید. این مراقبه باعث میشود تا دوباره متولد شوید.
هرکاری که دوست دارید را انجام بدهید ولی قبل از اجرای آن برای چند لحظه با خود فکر کنید: آیا این واقعاً شما هستید که در حال اجرای آن کار هستید یا این مادر و پدرتان است که به جای شما فکر میکند و میخواهد تا کاری بکند. چون یادتان باشد که مادر و پدر، جامعه، عادتهای قدیمی و امثال آنها هنوز در درون شما هستند و آنها هستند که در بیشتر مواقع شما را از واقعی بودن دور میکنند. شما به ابزاری برای ارضاء کردن خواستهها و نیازهای آنها تبدیل میشوید. بنابراین وقتی میخواهید کاری را انجام بدهید برای لحظهای از خود بپرسید که آیا واقعاً این شما هستید که قصد دارید آن کار را انجام بدهید؟
برای مثال وقتی عصبانی میشوید آیا درست به همان فرمی عصبانی میشوید که پدرتان میشد؟ آیا همان عکس العملها از شما بروز میکند؟ من بارها و بارها تکرار این الگوهای مخرب را دیدهام که شخص اصلاً خودش نیست بلکه درست عین والدین مرده خود عمل میکند. بگذارید اینطور بگویم: شما عین پدرتان عمل میکنید، همسرتان مثل مادرش رفتار میکند و در نهایت توقع دارید در آرامش زندگی کنید! وقتی عصبانی میشوید دقت کنید چه کسی دارد به جای شما حرف میزند؟
همه این جنبههای دروغین را دور بریزید و راحت شوید. البته مدتی طول میکشد ولی ارزش دارد. خیلی زود نقابهای دروغین شما فرو میریزند و میتوانید چهره واقعی خود را مشاهده کنید…………… واقعی باشید.
زمان مراقبه: برای مدت یک هفته، هروقت مشکلی داشتید.
دستور:
هر وقت به مشکلی برخورد کردید، به جای فکر کردن درباره آن، یک کاغذ و قلم بردارید و درباره مشکل خود بنویسید. این کار کمک میکند تا بتوانید طی دورهای هفت روزه به تدریج مسئله را حل کنید. وقتی در طول روز چند بار به یاد مشکل افتادید، بازهم همین کار را انجام دهید. تاثیر بسیار خوبی مشاهده میکنید.
اوشو: کتاب صحبتهای اوپانیشاداگر با سرعت زیاد راه بروید دچار مسمومیت می شوید. این مسمومیت شما را معتاد می کند. به همین دلیل است که افراد به سرعت رفتن معتاد می شوند. همین امر موقع رانندگی دیده می شود. در هنگام رانندگی تند و سریع ذهنتان شما را وادار به تند رفتن می کند. آزاد شدن مواد شیمیایی مختلف که در حین هیجانات ناشی از سرعت رفتن بروز می کند، اعتیادآور هستند. به همین خاطر دوست دارید تا پدال گاز را بیشتر فشار دهید.
وقتی آهسته حرکت می کنید، برعکس این حالت اتفاق می افتد. همان کاری که بودا می کرد. همان چیزی که من سعی می کنم به شما یاد بدهم. آهسته حرکت کنید. سعی کنید تا سرعت خود را کاهش دهید. سعی کنید به نقطه ای برسید که خواست سرعت در شما وجود نداشته باشد و دیگر میلی برای عجله نداشته باشید. در این حالت به آگاهی تازه ای دست پیدا می کنید.
دستور:
سرعت خود را در هرکاری که می کنید کم کنید. به آهستگی غذا بخورید، آهسته راه بروید، به آرامی صحبت کنید و همین روند را در تمام کارهای خود رعایت کنید. بزودی خواهید دید که تمانم کارهایی که انجام می دهید زیباتر و دقیقتر می شوند. دیگر دچار مسمومیت نمی شوید و آگاهی و هوشیاری شما در تمام کارها خود را نشان می دهد.در روانشناسی یوگا، هوشیاری انسان به چهار درجه تقسیم میشود. درجه اول همان است که در هنگام راه رفتن و کار کردن روزانه داریم. شما مشغول کار کردن میشوید و در عین حال قدری هم بیدار هستید. اغلب کار کردنها در حالتی نیمه بیدار انجام میشود و افراد، بسیاری از کارهای خود را کاملاً اتوماتیک انجام میدهند. درجه دوم، رویا دیدن است. در این هنگام شما ظاهراً خواب هستید ولی در پس زمینه ذهن، رویاها در حال گذر هستند و ذهن در یک ترافیک شلوغ بدام افتاده است. درجه سوم، خواب واقعی است. در اینجا رویا دیدن متوقف شده و شخص به طور عمیقی در خواب است. اما چهارمین درجه: این درجه قدری شبیه خواب است با این تفاوت که شخص در عین خواب بودن، هوشیار است. این درجه با سکوتی عمیق همراه است. این همان درجهای است که آستانه ورود به سامادی یا اشراق است. هوشیاری توام با سکوت.
از زمانهای قدیم، برای مراقبه از تاریکی شب استفاده میشده است. روز، زمان دنیایی و شب زمان روحانی است. بنابراین اگر میخواهید در مراقبههای روحانی پیشرفت کنید باید بیشتر از شب استفاده کنید. در این زمان حس خواهید کرد که با شب بیشتر و بیشتر عجین میشوید. وقتی دنیای اطراف خلوت میشود، ترافیک شهر آرام میشود، صداهای مزاحم به سکوت تبدیل میشوند و ذهن مردمی که در فکر پول و کار هستند به خواب میرود، فرصت خوبی برای مراقبه بدست میآید.
بنابراین خوب است تا شبها در تنهایی، سکوت و تاریکی بنشینید. با تاریکی شب یکی شوید و در آن ناپدید شوید. به ستارههای آسمان نگاه کنید. فاصله خود را با آنها حس کنید، سکوت آنها را بشنوید. شب بهترین زمان برای مراقبه است.
اوشو: کتاب برقصید برای رسیدن
این تمرین برای افرادی مفید است که در هنگام نشستن به قصد مراقبه با هجوم افکار روبرو میشوند و نمیتوانند ذهن خود را آرام کنند.
دستور این است که هر روز برای مدتی در کنار یک دیوار، بخصوص در گوشه اتاق بایستید و اجازه بدهید تا انرژی به صورت آزاد در بدنتان جریان پیدا کند. بدن خود را به صورت یک ستون فرض کنید که انرژی را به طور یکسان در تمام پیکر خود منتشر میکند. وقتی این تمرین را انجام میدهید نباید بدن خود را حرکت بدهید. بعد از چند بار انجام این دستور نشستن برای شما به مراتب راحتتر خواهد شد. خوب است تا در زمان ایستادن تمرکز خود را به ناحیه ناف ببرید. در مذهب ( روش ) بودا همانند مذهب هندو (آمیزه ای از برهمایی و بودایی و … )، حرکات دست بسیاری وجود دارد که نمادی از حرکات ذهن است. هدف اصلی چنین حرکاتی بیان معنی و مفهوم دارما است. بسیاری از این حالات دست ( مودرا ) ممکن است در تصویرها و تندیس های بودا مشاهده شوند. برای تازه واردان، شیو? بیان بسیار روشن است: انگشت شست و اشار? به هم متصل می شوند و شکل چرخه ( چرخ ) را می سازند و در نتیجه نمادی از خود دارما می شوند، دست های عمود و بازو رو به پایین حالت بخشش و سخاوت است، دست های تا شده روی دامن نشانگر مراقبه است.
این مراقبه حل شدن و یکی شدن با انرژی کیهانی است. بهترین زمان برای این مراقبه شبها قبل از خواب است و باید بلافاصله بعد از انجام آن به خواب بروید. اگر میل دارید تا آن را صبحها انجام دهید لازم است بعد از اتمام مراقبه مدت پانزده دقیقه بخوابید. بنابراین یک ساعت را تنظیم کنید تا بعد از یکربع شما را بیدار کند.
دستور:
روی زمین یا در رختخواب خود بنشینید. هردو دست خود را به آسمان بلند کنید. دستها باید تا حد ممکن بالا نگه داشته شوند. اجازه دهید تا انرژی کیهانی در دستهای شما جریان پیدا کند. وقتی جریان انرژی در دستها برقرار میشود، دستها شروع به لرزیدن میکنند. اجازه بدهید تا لرزش اتفاق بیفتد. احساس کنید دستهای شما همانند شاخههای درختان در معرض جریان باد قرار گرفته است و این باد است که آنها را میلرزاند. ممکن است بعد از مدتی تمام بدن شروع به لرزیدن کند. بگذارید هرچه که میخواهد، اتفاق بیفتد.
در این حال و احساس، شما حضور بین زمین و آسمان، یین و ینگ، مرد و زن و بالا و پایین را حس میکنید. اجازه دهید تا در این حس زیبا و حال عجیب غرق شوید. خود را شناور کنید و فقط لذت ببرید. با هستی یکی شوید.
یکی دو دقیقه بعد از این قسمت، پیشانی و کف هردو دست خود را روی زمین بگذارید و سجده کنید. در این زمان شما بمانند حاملی برای هدایت انرژی کیهانی به سوی زمین عمل میکنید. اجازه دهید آنچه از بالا دریافت کردید به زمین برود. بعد از مدتی دوباره به بالا برگردید و دستهای خود را به آسمان بلند کنید. بالا آمدن و سجده کردن باید برای هفت بار انجام شود. مدت کل این بخش پانزده دقیقه است. اگر تعداد دفعات سجده کمتر از هفت بار باشد باعث میشود تا نتوانید بخوابید و شما را بیقرار میکند. بعد از اتمام این قسمت به خواب بروید. انرژی ناشی از این مراقبه تمام بدن شما را احاطه میکند. صبح که از خواب بیدار میشوید به خوبی آن را احساس میکنید. وقتی این مراقبه در شب انجام میشود، روز بعدی روزی متفاوت است.
زمان این مراقبه: هرشب قبل از خواب و صبحها اولین کار بعد از بیدار شدن از خواب
مدت زمان: چهار تا پنج دقیقه
مرحله اول: یک هاله تصور کنید
روی تخت خود بنشینید و یِک هاله حفاظتی اطراف بدن خود در نظر بگیرید. این لایه باید چیزی حدود ده تا بیست سانت با بدن فاصله داشته باشد. شکل آن مثل بدن خودتان است و به همان صورت بدن شما را در بر گرفته است و آن را حفاظت می کند. درست مانند یک غلاف. بعد در حالی که این حس را در خودتان بوجود آوردید به خواب بروید. فکر کنید این هاله عین یک پتو بدنتان را می پوشاند و باعث می شود تا نگرانی و اضطرابها راهی برای ورود به پیکرتان نداشته باشند. با خود اعلام کنید هیچ موجی از بیرون نمی تواند شما را تحت تاثیر قرار دهد. وقتی به خواب رفتید این تصویر در ناخودآگاه شما نقش می بندد و باقی می ماند.
مرحله دوم: صبحها
وقتی احساس کردید که کاملاً از خواب بیدار شدید، بدون اینکه چشمانتان را باز کنید فقط همین هاله را در اطراف خود در نظر بگیرید و ببینید که عین یک غلاف حفاظتی شما را دربر گرفته است. این تصور را برای چهار تا پنج دقیقه با خود داشته باشید و بعد از رختخواب بیرون بیایید.
مرحله سوم: هر زمانی در طول روز
در هر زمانی از روز که بخاطر آوردید، این غلاف را حس کنید. هر کجا که شد فقط خیلی ریلکس دوباره خود را در درون آن حس کنید.
برای تمام ما تخلیه انرژی و خستگی در طول روز اتفاق می افتد چون نمی دانیم که چطور از خودمان محافظت کنیم. دیگران و کسانی که در اطراف ما هستند به وسیله امواج و ارتعاشات مختلفی روی ما تاثیر می گذارند. یکط از کنار شما می گذرد و چیزی (انرژی) را به سوی شما رها می کند. اگر قرار باشد شما مرتب این انرژی ها را دریافت کرده و آنها روی شما اثر بگذارند دچار مشکل می شوید. مراقبه های مختلف شما را به شدت حساس می کنند. انجام این تمرین شما را بخوبی محافظت می کند. این تمرین را مخصوصا بعد از مراقبه های عمیق انجام دهید تا انرژی خوبی را که در طول مراقبه بدست آوردید حفظ کنید.