در این پست از سایت انجمن متافیزیک و علوم غریبه دکتر طلسم با مفهوم خودبیزاری آَنا میشویم . در ادامه با ما همراه باشید.
خودبیزاری چیست؟
خودبیزاری مترادف با نفرت از خود است: بیزاری شدید از خود است. این سرشار از عصبانیت، عزت نفس پایین و درک تحریف شده از خود به دلیل افکار و باورهای اشتباه می باشد. در بیشتر موارد، خود بیزاری نتیجه داشتن یک تربیت ناکارآمد می باشد.
از خودتان متنفرید؟ چرا این چنین چیزی روی می دهد؟
متنفر بودن از خود پیچیده تر از آن است که خود را در ظاهر نشان دهد. برای غلبه برخودبیراری باید درک کنید که چرا این اتفاق می افتد و از کجا به وجود آمده است.
سه دلیل اصلی در ریشه ی تنفر از خود یا خودبیزاری عبارتند از:
- محیط خانوادگی ضعیف
- محیط اجتماعی ضعیف
- تسلط ایگو و از دست دادن روح
۱.محیط خانوادگی ضعیف
نخست این که وقتی در خانواده ای بزرگ شده ایم که (الف) خیلی خفه کننده و صاحب اختیار است یا (ب) بیش از حد نادیده گرفته شده ایم، یا در بعضی موارد هر دو با هم ترکیب می شوند. ما این ایده را درونی می کنیم که چیزی ناکامل یا اشتیاه و خاموش در ما وجود دارد. چرا والدین یا اعضای خانواده ما به این شکل رفتار می کنند؟ چرا آن ها به ما آسیب می رسانند؟ مادر و پدر به این معناست که ما را دوست داشته باشند، به غیر این است؟ به عنوان فرزندان خردسال، ما باید پدر و مادر خود را به طریقی تقریباً خداگونه ببینیم. برای ما، آن ها نیاز به درست بودن، ایمن بودن، مصون بودن داشتند، زیرا اگر به آن ها بی اعتماد بودیم، زنده ماندن (از نظر عاطفی ، ذهنی و در مواردی از نظر جسمی) برای ما بسیار سخت می بود.
۲.محیط ضعیف اجتماعی
بودن در یک محیط خانوادگی ضعیف، یک محیط اجتماعی ضعیف محسوب می شود. به غیر از موارد معمولی زورگویی که در مدارس مشاهده می کنیم، احتمالا محیط اجتماعی کودک (خارج از خانه) حس خودبیزاری را حتی از طریق اثرات مضر رسانه های اجتماعی و مقایسه سمی با دیگران تقویت می کرد. هر تجربه یا محیطی این ایده نادرست را تقویت کند که مشکلی برای شما وجود دارد، میزان خود بیزاری شما را تقویت کرده است. و اگر تا به حال روانشناسی پایه را نخوانده اید، خواهید دانست ذهن مانند الگوها است، بنابراین سرانجام خود را در حبابی پر از تعصب خواهید یافت، جایی که دائماً به دنبال آن هستید تا هویت خود را به دست آورید. چرا؟ این نیاز ذهن را برای کنترل و درک زندگی فرو می نشاند.
دقیقاً همان الگوریتم حبابی است که شبکه های رسانه های اجتماعی مانند فیس بوک از آن استفاده می کنند، نمایش های از خودبیزاری در تمام زندگی، روی صفحه نمایش و خارج از صفحه شما.
۳.نفس کنترلگر و از دست دادن روح
سرانجام، ما به مسئله بسیار اساسی در دل تمامی از خود بیزار بودن ها می رسیم. و این مساله ممکن است باعث شود که چشم پوشی کنید یا احساس سردرگمی داشته باشید، ولی به من گوش بسپارید. همه ما بدون هیچ گونه احساس “من” ، “مال من” و “برای من” به دنیا آمده ایم، ما به عنوان کودک بدون ایگو و با جهان یکی هستیم و در اتحادیم. اما هرچه بزرگ تر می شویم، برای زنده ماندن در این جهان، نیاز داریم تا خودمان را از هم جدا کنیم، تا یک حس “خود” بسازیم. برای ساختن یک نفس.
این جدایی اساسی از جهان، از الوهیت، ریشه ی تمامی خودبیزاری هاست. ما تنها زمانی می توانیم از خود متنفر باشیم که شخصی وجود داشته باشد. بدون آن کس، بدون آن نفس، هیچ خودبیزاری وجود ندارد، بنابراین رنجی نخواهد بود. (به هر حال، این حالت از بی نفسی اشاره به بهشت، تحقق خویشتن، نیروانا، اشراق، روشنیدگی و موارد دیگر دارد.)
۱۵ علامتی که می گوید شما در حال مبارزه با خودبیزاری هستید:
به این علائم توجه کنید، برخی از آن ها شگفت آورند و نسبت به سایرین کم تر شناخته شده اند:
- صحبت بسیار زننده با خود: “من احمق هستم” “من یک بازنده هستم”
- افسردگی و یا اضطراب
- احساس ناامنی مزمن در اطراف دیگران
- حالت سستی و ضعف
- غفلت از بدن و سلامتی
- صدمه و از بین بردن خود: اجازه نمی دهد خودتان راضی باشید
- مسائل عصبانیت
- امتناع از تعریف، نصیحت و یا کمک
- خود انزوایی
- گرایش های اعتیاد / اعتیاد آور
- خود شهادتی
- همیشه احساس قربانی بودن می کنید
- طرز فکر مغلوب: “نکته چیست”
- ناامیدی
- بی هدف بودن
- همه این رفتارها و گرایش ها، ناگزیر، منجر به خود بیزاری می شوند.