یکی از توانایی های ماورایی جالب انسانها، قدرت ذهن خوانی یا خواندن فکر سایر افراد است. این حالت را حتما به صورت تصادفی در زندگی خود تجربه کرده اید. شخص به چیزی فکر می کرده و شما ناخودآگاه فکرش را گفته اید. یا ممکن است گاهی در حال مرور یک آهنگ در ذهن خود باشید و یک مرتبه ببینید فرد دیگری ادامه همان آهنگ را می خواند.
روش های زیادی برای تقویت مهارت فکر خوانی یا ذهن خوانی وجود دارد. قصد دارم روشی که بیشتر از بقیه برای خودم جواب داده است را به شما معرفی کنم. روشی که توسط آن می توانید فکر افراد را از دور هم بخوانید ولی برای گرفتن نتیجه باید سعی کنید ذهن فردی را بخوانید که:
– قیافه او را دیده اید
– به قدری با او آشنایی دارید که حرکات بدن و حالات چهره اش را بشناسید
همچنین باید دارای قدرت تصویرسازی ذهنی بالا و قابلیت فرو رفتن در نقش را داشته باشید. یعنی بتوانید به راحتی خودتان را جای طرف مقابل بگذارید و به او فکر کنید…
در سنین کم، دوستی داشتم که به راحتی می توانست امیال انسانها را بفهمد و مثلا بگوید فلان کس چه چیزی را دوست دارد و انتخاب های او چگونه است. او می گفت برای این کار خودش را جای او تصور می کند و اگر این کار را انجام دهد معمولا همیشه جوابهای درستی می گیرد.
سالها بعد روش کامل تر او را از یک کتاب خارجی پیدا کردم و با همان اولین دفعات تمرین، به نتایج خوبی رسیدم. از یکی از آشنایانم خواستم از بین چند تصویر مشخص، یکی را در ذهن انتخاب کند و به من نگوید کدام را انتخاب کرده. با روشی که بریتان کامل تشریح خواهم داد قدرت فکر خوانی من بسیار بالا رفت و چند مورد اول را دقیق درست جواب دادم تا اینکه نه تنها شوکه بلکه عصبانی شد و احساس کرد می توانم در بقیه امور خصوصی او هم سر در بیاورم ولی این تنها یک تمرین ساده بر چند تصویر ساده بود. به قدری عکس العمل او مرا شوکه کرد که تمرکزم را از دست دادم و نتوانستم بقیه تمرین را ادامه دهم.
بنابراین اگر روزی به قدرت بالای ذهن خوانی هم رسیدید سعی کنید وانمود کنید که چنین قدرتی ندارید چون افراد دیگر را معذب می کنید. آنها حس می کنند شما از همه افکار آنها خبر دارید (در صورتی که شاید چنین نباشد و فقط در مورد چیزهای محدودی بتوانید فکر خوانی کنید). شخصی هم که با او تمرین می کنید باید فردی باجنبه و خویشتن دار باشد.
آموزش روش ذهن خوانی یا خواندن فکر بقیه
ابتدا در شرایط کنترل شده با فردی مشخص تمرین کنید و سپس به دنبال تست مهارت خود در مورد سایر افراد بروید.
– مقابل دوستتان بنشینید
– به خوبی به چهره و حالات او دقت کنید
– تصور کنید به بدن او وارد شده اید و انگار خود او هستید. انگار که قیافه شما آن شکلی شده. حتی در ذهن تصور کنید ادای او را در می آورید و حرکات شما کاملا شبیه اوست. این کار را به حدی ادامه دهید که خود واقعی تان را فراموش کنید و واقعا باورتان شود که خود او هستید
– سپس از او بخواهید عددی بین یک تا ده را در ذهنش انتخاب کند و به شما نگوید چه عددی را انتخاب کرده. زیرا شما قرار است ذهن او را بخوانید و بگویید کدام عدد را انتخاب کرده.
– سپس مجددا تصور کنید خود او هستید و در نقش او فرو رفته اید. ببینید چه عددی به ذهنتان می آید؟ در واقع خودتان را دقیقا جای او گذاشته اید تا ببینید اگر واقعا خودش بودید کدام عدد را انتخاب می کردید؟
– اولین عددی که به ذهنتان آمد را بگویید.
اگر این روش را درست انجام داده باشید و عمیقا خودتان را جای او گذاشته باشید به احتمال زیاد عدد صحیحی را خواهید گفت. آزمایش را چند بار تکرار کنید.
وقتی در تمرین بالا مهارت کسب کردید می توانید در سایر امور زندگی هم از این روش ذهن خوانی بهره مند شوید و وارد تمرینات پیچیده تر شوید. به جای اعداد می توانید از دوستتان بخواهید به یک چیز پیچیده تر مثل یک منظره فکر کند. اگر هم شریکی ندارید که با او تمرین کنید می توانید در محیط کار یا منزل، بدون آنکه طرفتان متوجه شود خودتان را در ذهن به جای او بگذارید و کاملا تصور کنید چهره و حالات و حرکات شما مثل او شده. سپس از آنها سوالات روزمره بپرسید و قبل از آنکه جواب دهند سعی کنید خودتان جواب را از ذهن آنها بخوانید.
اما چرا اصرار دارم که حتما طوری تمرینات را پیش ببرید که بلافاصله بعد از آن، جواب صحیح و واقعی را از خود طرف هم بشنوید؟
این کار هم به این خاطر است که از صحت فکرخوانی خود مطلع شوید و هم اینکه موجب قضاوت کورکورانه نشود. گاهی ما تصور می کنیم فلان کس به فلان چیز فکر می کند و دیدگاهش فلان طور است ولی هیچ گاه مطمئن نمی شویم که آیا واقعا حقیقت این طور است و یا صرفا فرافکنی کرده ایم و طرز فکر خودمان را به او نسبت داده ایم؟ بنابراین اوایل حتما مطمئن شوید ببینید آیا فکری که خوانده اید واقعا فکر او بوده؟ یا زاییده ذهن خودتان و حاصل فرافکنی ها و پیش قضاوت ها؟