هنر انجام امورات ماورایی عموما توسط نیروهای ذهن قابل انجام و کنترل هست. برای مثال شما اگر بخواید موجودی رو احضار کنید ابتدا باید توی عالم خلسه فرو برید و ذهنتون رو به آگاهی مورد نظر ببرید. اگر بخواید موجودی رو کنترل کنید باید بتونید تمرکز فکر خودتون رو تا پایان مراسم حفظ کنید و لحظه ای از کارهایی که میکنید غافل نشید. اگر بخواید طلسم بنویسید باید همراه با آگاهی و تمرکز مناسب باشه چون قراره با ذهن و بخش های خودآگاه و ناخودآگاه شما تعامل داشته باشه و بتونه پیوند شما با موجود مربوط به طلسم یا سیجیل رو فراهم کنه. در واقع نحوه شارژ سیجیلهای مربوط به احضار بر خلاف سیجیل هایی که مربوط به اهداف و آرزوها میشد، توسط مراقبه بر اونها شارژ میشن تا حدی که شما رو وارد عالم خلسه و سطوح دیگه ای از هوشیاری کنه و تغییرات مختلفی رو در شکل سیجیل ببنید که البته در بخش خودش مفصلا صحبت خواهد شد.
شما بدون قدرت کنترل ذهنتون نمیتونید یک جادوگر باشید. این کار نیازمند نهایت کنترل ذهن و انرژی تون هست تا توسط اون بتونید پدیده های دیگه رو هم مطیع خودتون کنید و روی اونها اثرگذار باشید.
ما قرار نیست مثل راهبان بودایی تمرینات تمرکز و مراقبه رو انجام بدیم چون هدفمون با هدف اونها متفاوت هست. اونها تمرینات مراقبه رو ساعت ها در طی روز انجام میدن تا بتونن از مراحلی چون دیانای اول بگذرن و به روشنیدگی برسن. دیانای اول یعنی حالتی که بتونن ۲۴ ساعته وارد حالت آگاهی بشن و حتی در خواب هم هوشیار باشن. البته اون افراد گاهی تنها ۳ ساعت در روز خواب دارن و بقیه اش در مراقبه هست. قطعا هدف ما این نیست و کار انجام شدنی هم نیست. همه ما مشغله هایی داریم و گاهی نیازه که ساعت ها کارهای مادی انجام بدیم تا درآمد خودمون رو داشته باشیم. ما تمرینات مراقبه رو در حدی تمرین میکنیم که بتونیم در مراسمات جادویی خودمون قادر به حفظ تمرکز و کنترل اعصاب و روان باشیم. مراسمات هم زیاد طولانی نیستن.
همچنین فایده دیگه مراقبه در نزد تمرین کنندگان امور ماورایی این هست که بتونن باهاش وارد بخش های تاریکی وجودشون بشن و با شناخت تاریکی های درونیشون بتونن نوری به سمت حقیقت وجودی شون پیدا کنند. شما در طی مراقبه ممکنه عواطف منفی و احساسات و خاطرات گذشته رو به یاد بیارید و با بی طرفی و بدون قضاوت بودن نسبت به اونها اجازه خروج انرژی منفی اونها از درونتون رو فراهم کنید. شما قرار نیست در طی مراقبه به آرامش برسید بلکه اوایل ممکنه هجوم عجیبی از احساسات و هیجانات و خشم ها و عواطف منفی رو تجربه کنید که به سطح آگاهی تون میان. اونها بخش های تاریکی درون شمان که نیاز به شناخته شدن دارن. اونها انرژی های عظیمی از درون شما تشکیل دادن و مانع ورود انرژی های جدید و مثبت به درون شما هستن.
برای مثال ممکنه در طی مراقبه متوجه بشید که یکی از افکار قدیمی و وحشتناک شما که همیشه از اون طفره میرفتید به سطح آگاهی تون میاد. مثل قهر کردن و دعوای یکی از دوستانتون. در اون حین چاکرای قلب شما در وسط قفسه سینه هم ممکنه دچار تپش و گرفتگی بشه. این نشون میده که انرژی منفی مربوط به اون فکر همیشه در چاکرای قلب شما وجود داشته و این مانع گردش انرژی در اون چاکرا هست. بنابراین شما انرژی بهینه کمتری رو میتونید وارد اون چاکرا کنید و برای امور جادویی استفاده کنید چون توسط انرژی های منفی و احساسی قدیمی پر شده. در واقع ظرفیت شما کم هست.
اما مراقبه چه طوری میتونه انرژی منفی مربوط به اون فکر رو دفع کنه؟ در طی مدیتیشن، وقتی اون افکار منفی بروز پیدا کردن ادامه شون ندید. مثلا اگر یاد قهر کردن و دعوای اون دوست قدیمی تون افتادید دنباله اون رو نگیرید و تا آخر به اون چیز فکر نکنید که بعدش چی شد و باید چی میگفتید بلکه فورا به چیزی که دارید روش تمرکز میکنید برگردید. ممکنه احساس مقاومت در شما پدید بیاد و حس کنید که حتما باید اون فکر رو ادامه بدید تا تمومش کنید و قشنگ به اون دوست یا فامیلی که باهاتون قهر کرده بود فحش بدید. در این حالت شما اجازه ندادید انرژی منفی و عاطفی مربوط به اون فکر از شما خارج بشه. ولی اگر به محض بروز اون فکر، به چیزی که داشتید روش تمرکز میکردید برگردید ممکنه اولش حس کنید که انرژی هایی دارن در شما جابه جا میشن و اولش حتی ممکنه دردناک باشه ولی پس از چند ثانیه انگار تمام انرژی منفی مربوط به اون فکر از شما خارج شده و دیگه براتون اهمیتی نداره وبهش فکر هم نمیکنید.
اگر در وسط مراسمات احضار هم افکار بروز پیدا کنن و شما قبلش تمرین مراقبه و مدیتیشن انجام نداده باشید خیلی راحت فریب اون افکار رو میخورید و حواستون پرت میشه و غرق در اونها میشید. ولی اگر با مراقبه یاد گرفته باشید که ذهنتون رو کنترل کنید حتی اگر جالب ترین مسائل هم در ذهن شما پیش بیان شما یاد میگیرید که نباید به اونها مشغول بشید و باید تمرکز فکر خودتون رو دنبال کنید.
بحث مراقبه طولانی هست و واقعا نمیخوایم خیلی بهش وارد بشیم. بلکه در همین حد برای کارهای ما کافی هست.
فرآیند خاموش کردن ذهن از افکار متفرقه چگونه هست؟
ما اصلا قصد نداریم ذهن رو خاموش کنیم و افکار رو متوقف کنیم بلکه اتفاقا باید اجازه بدیم اون افکار بروز پیدا کنه و اون بخشهای تاریک درونمون رو بشناسیم. ولی مسئله مهم ادامه ندادن اون افکار هست. برای مثال ممکنه اوایل وقتی مراقبه کنید اون فکر مزاحم شامل جمله هایی زیر باشه:
اه فلان فامیل ما بهم نگاه بد کرد. یعنی منظورش چی بود؟
بعد از مدتی مدیتیشن، جمله بالا باید به جمله زیر تقلیل پیدا کنه:
اه فلان فامیل ما بهم نگاه بد…. نه ولش کن بذار تمرین مراقبه رو ادامه بدم…
بعد از چند مدت مدیتیشن حالت زیر پدید میاد:
اه فلان فامیل ما…… (سپس بی توجهی به ادامه فکر و بازگشت به تمرین مراقبه)…
بعد از چندین هفته تا چندین ماه مدیتیشن روزانه حالت زیر ایجاد میشه و اون فکر میشه:
اه فلان …. (سپس ادامه مراقبه و بی توجهی به اون فکر)
بنابراین افکار مدام میان و میرن ولی مسئله مهم این هست که متوجه بشیم که کی در طی مدیتیشن اونها ظاهر میشن تا بتونیم با بی توجهی به اونها به ذهنمون یاد بدیم که مسئله مهمی نبودن و لازمه انرژی های منفی اونها هم خود به خود در اثر این بی توجهی از وجود خارج بشن. به خاطر همین ادامه ندادن اون افکار ممکنه اولش دردناک باشه و مربوط به خروج اون انرژی ها از درون ماست و بعدش خلاصی و آرامش زیادی رو میاره.