در این پست از سایت انجمن متافیزیک و علوم غریبه دکتر طلسم با اثرات مدیتیشن بر بدن بیشتر آن میشویم در ادامه با ما همراه باشید
يک نمونه از اين اثرات توسط دانشمندان بخش پزشکی دانشگاه هاروارد به اثبات رسيده و در مورد تغییر بيان ژنها در اثر مراقبه هست. نتيجه تحقيقات اونها در PLOS ONE منتشر شده و گفته که مراقبه می تونه سبب تسهيل متابوليسم انرژيکی، تغییر عملکرد ميتوکندری، ترشح انسولين و حفظ تلومراز و همچنين کاهش بيان مسيرهای مربوط به استرس می شود.
مطالعه ديگری در مجله Cancer توسط دانشمندان کانادایی به چاچ رسيده و سر پرستی اون توسط Dr. Linda E. Carlson بوده. اونها به اين نتيجه رسيدند که بيمارانی که مبتلا به سرطان سينه هستند و در فعاليت های مراقبه گونه و خاموش کردن ذهن شرکت می کنند دارای طول زيادی از آنزيم تلومراز هستند. تلومراز ادامه ای از DNA است که موجب کلاه گذاری کروموزومها شده و مانع خوردگی و زوال کروموزومی می شود. با افزايش سن و ديابت و بيماری های قلبی و افزايش سطح استرس، طول اين آنزيم کم می شود. در آن آزمايش مبتلايان به سرطان به ۳ گروه تبديل شدند. يک گروه در برنامه ۸ هفته ای مراقبه و يوگا شرکت کردند. گروه دوم در برنامه ۱۲ هفته ای که مربوط به بيان عواطف در مجامع مختلف می شد شرکت کردند و گروه سوم تنها ۶ ساعت در جلسات کنترل استرس رفتند. اين ۸۸ خانم اين دوره ها رو کامل کرده و سپس خون آنها به منظور اندازه گيری ميزان تلومراز در قبل و بعد از رفتن به جلسات مربوط به گروه خود مورد آزمايش قرار گرفت. ميزان تلومراز در دو گروه اول افزايش پيدا کرد ولی در گروه هایی که هيچ کاری انجام ندادند کاهش يافت.
مطالعه ديگر نشان داد که ترکيب انجام ورزش های هوازی و شرکت در مراقبه و کاهش استرس در ۳ ماه باعث شد که فعاليت تلومراز در مردان بالا رفته و سرطان پروستات آنها بهبود يافت.
تاثيرات بيولوژيکی مراقبه زياد تر از ساخت اين آنزيم است. برای مثال مطالعات کارلسون نشان داد که مراقبه سبب تعديل هورمون استرس که کورتيزول است شده و ترکيباتی که سبب بروز نگرانی و پرخاش می شوند را کاهش می دهد. علاوه بر آن چنين افرادی دارای ميزان بالایی آنتی بادی در واکسن های انفولانزا بودند. اين گروه فعلا در حال کار بر اثرات مراقبه بر کنترل ايدز و ديابت است. استرس زيادی که بر خلاف مراقبه است خودش می تواند بدن را تحت عفونت های ويروسی و سرماخوردگی و افسردگی و بيماری قلبی قرار دهد
هیپنوتیزم و اثر بر ژن
بيش از ۹۰ درصد ژنوم سلولهای ما از ژن های غير کد کننده تشکيل میشه. ژن های کد کننده همونهایی هستند که برای ساخت پروتئينهای بدن مورد استفاده قرار میگيره و شامل ۱۰ درصد ژنوم ماست. بقيه اون ۹۰ درصد ظاهری نقش خاصی در بدن ما نداره ولی به تازگی محققان به اين نتيجه رسيده اند که اون ۹۰ درصد نقش به سزایی روی بازآرايی ژن های کد کننده داره و میتونه اونها رو به تغيير چينش و آرايش به ژنهای کد کننده جديد و متفاوتی تبديل کنه. همچنين روی خاموش شدن يا بيان ژنها هم اثرات زيادی دارند.
تحقيقات محققان روسيه (۱۹۹۰) نشان داده که فعاليت ژنهای غير کننده شديدا تحت تاثير کلام و گرامر زبان ماست. گفته میشه که اين ژنها دارای هوش هستند و میتونند نسبت به گفتار ما جواب بدند. اگر الفبای ما ۳۲ حرف باشه الفبای ژن هم ۴ حرفه و از بازهای A و G و C و T تشکيل شده و درست مثل زبان ما رفتار میکنه.
تحقيقات ژنتيکی گروه Gariaev نشان داده که هيپنوتيزم و استفاده از تلقين میتونه روی بازآرایی ژنهای غير کننده اثر بذاره و پس از برهم کنش با ژنوم کد کننده، محصولات جديدی ژنومی رو تو بدن بسازه. ژن ها شديدا به امواج راديویی و اشعه حساس هستند و دچار تغییر میشند مخصوصا اگه از فرکانس خاصی هم استفاده بشه. به همين دليل هست که هيپنوتيزم و جملات مثبت و منفی در طی تلقين میتونند تغییرات زيادی رو تو بدن ايجاد کنند.
يکی از شواهد مشهور در اين زمينه موردی بود که در بيمارستان کویین ويکتوريا در سال ۱۹۵۱ اتفاق افتاد. پسری در اون بيمارستان دچار نوعی نقص ژنتيکی شده بوده که در اثر اون پوست بدنش خشک و فلسی میشد و به راحتی خونريزی می کرد. يکی از هيپنوتيزم کننده های مشهور تونست در عرض يک هفته به کمک تلقينات اون رو مداوا کنه. چون اون بيماری ژنتيکی بود بنابراين هيپنوتيزم تونست ژنوم اون پسر رو تعمير و بازآرایی کنه.
امروزه به راحتی میشه از ترکيب نور و صوت و کلمات و رسوندن اونها به فرکانس های خاص باعث تغییر بيان ژنهایی شد که در حالت عادی کد نمیشند ولی به حالت کد شونده و فعال در می آيند. بنابراين میشه تغييرات فيزيکی رو به کمک تاثير بر سطح اساسی انسان ايجاد کرد.
به گفته ميکروبيولوژيست بزرگ دکتر کلهر گاهی اين تغییرات به قدری شديده که میتونه موجب پيدايش گونه جديدی از حيات بشه و موجودات ديگه ای رو به وجود بياره. البته اين حالت بايد در مقادير بالا و به سرعت زياد بالا باشه. او گفته که مکانيسم مشابه اون در هنگامی که کندالينی بيدار میشه ديده میشه.
کندالينی يک انرژی فيزيکی واقعی هست که البته در متافيزيک موارد خيلی پر رمز و راز رو در موردش گفتند چون سبب حالت فراآگاهی میشه. اين انرژی سبب ارتقای سيستم بيوانرژيتکی انسان میشه. در حالت تجربه نزديک به مرگ هم چنين حالتی رخ میده. مواردی از تغییر ژنتيکی شديد در طی تجربه نزديک به مرگ و بيداری کندالينی مشاهده شده. برای مثال مردی که دچار تومور شديد مغزی بود در طی ۹۰ دقيقه تجربه نزديک به مرگ دچار دگرگونی ژنتيکی شد و تومور مغزی اون کاملا ناپديد شد…
شمنها روش های شفادهی عجيبی با استفاده از صوت و تبل دارند. فرکانسی که توليد میکنند ۵۲۸ هرتز هست که میتونه روی گروهی خاصی از ژنوم به نوع Jumping DNA اثر بذاره. افرادی بودند که سال ها از بيماری های لاعلاجی رنج می بردند ولی سرانجام توسط اين نوع سرودها شفا پيدا کردند. برای مثال مردی بود که از ناحيه شانه دچار آسيب شده بود و تا سال ها نمیتونست حتی راحت بر پهلو بخوابه. تا اينکه خودش تونست با کمک سرودهای ويژه اون بخش ها رو شفا بده. اون شخص میگفت که در ابتدا انرژی زيادی در شانه اش ويبره میرفت. در شبهای اول آثار شفا پيدا شده و در طی چند ماه هم کاملا بهبود پيدا کرد. همچنين مواردی در مورد بهبود عادات غذایی و رفع آلرژی ها و شکستگی استخوان و … هم گزارش شده.
در نتيجه اينکه صوت و کلمات و تلقين همگی بر ساختار ژنوم ما موثر هستند و می تونيم به وسيله اونها تبديل به انسانی فراتر از سطح نرمال شده و در کنار بهبود بیماری ها، پتانسيلهای جديدی در وجودمون ايجاد کنيم.