بطور کلی دو نوع موت داریم که به اختصار توضیحاتی را بیان می کنم :
الف ) موت اختیاری
این است که انسان در اثر تهذیب نفس و خودسازی و تقوا به درجهای برسد که بتواند روح خود را از بدن خلع وجدا کند. گاهی برای انسان حالاتی پیش میآید که روح ارتباطش را با بدن قطع میکند، اما نه به طور کامل یعنی به طور کامل انسلاخ از بدن حاصل نمیشود. یعنی انسان قبل از آن که بمیرد حقائق برای او روشن شود. با زحمت و ریاضت و تلاش و جدیت و اختیار بتواند آن حالات بعد از مرگ برای او حاصل شود وحقائق برای او روشن شود.
انبیا و اولیای الهی و بعضی سالکان و عارفان با سیر وسلوک و ریاضت سخت به این درجه میرسند. البته بحث موت اختیاری بیشتر در بین عارفان مطرح است. مقصود اصحاب سیر و سلوک از مرگ اختیاری، مخالفت با نفس اماره و مطیع ساختن و مهار کردن آن است که اساسیترین وظیفه سالک به شمار میرود.
حضرت محمد (ص) می فرمایند :
«موتوا قبل ان تموتوا»: بمیرید قبل از آنکه بمیرانندتان.
بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید *** در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید *** کز این خاک برآیید سماوات بگیرید
بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید *** که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید
یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان *** چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا *** بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید
بمیرید بمیرید و زین ابر برآیید *** چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید
خموشید خموشید خموشی دم مرگست*** هم از زندگیست اینک ز خاموش نفیرید
( جناب مولانا / گنجور )
این نوع موت ( مردن ) به معنای خاتمه ی زندگی در این دنیا نیست بلکه انسان چنان از بند تعلقات دنیوی رها می شود که روحش می تواند در عوالم مختلف به اذن خداوند عزیز و مهربان ، سیر نماید ، نباید با این برونفکنی که در کتب بیان شده اشتباه گرفت ، شخصی که تا در بند خویش و این و آن است و رذایل اخلاقیش را اصلاح ننموده نمی تواند در عوالم بالا سیر نماید و این تمارین در کتب اگر شخصی هم در آن کامل استاد شود ولی خودش را تزکیه نکرده باشد فوقش می تواند در همین عالم مادی سیر نماید .
شاید شنیده باشید که عارف بزرگوار مرحوم آیت الله محمد تقی بهجت فومنی ، می توانستند موت اختیاری داشته باشند که در آن حال ایشان در سیر آفاق و انفس بوده اند یعنی در حال سیر عوالم بوده اند هم دنیای مادی و هم عوالم غیر مادی …
در این نوع موت شخص ، بطور کلی ارتباطش با جسم خاکیش قطع نمی گردد که بگوییم دوباره زنده می شود یا خیر …
و عارفان در اثر تزکیه نفس می توانند به لطف خداوند مهربان به مرتبه ای برسند که قیامت آن ها قبل از قیام طبیعی که برای اکثر مردم اینچنین است قیام نماید ، خب این عبارت به چه معناست !
بدین معنا می باشد که چنان مقرب درگاه خداوند قرار می گیرند که به حسابشان قبل از وقوع قیامت ( که در طول زمانی بالاخره واقع خواهد داد ) رسیدگی می شود و آن ها پیشگامان پیشگامان هستند ، اما اکثر مردم باید صبر نمایند تا قیامت در وقتی که خداوند بدان آگاه است واقع شود و به حساب آن ها رسیدگی گردد .
ب ) موت طبیعی ( که اکثر مردم فقط به موت طبیعی می میرند )
در این نوع موت دیگر فرد بازگشتی به این دنیا برای زندگی دوباره و جبران خطاهای خویش ندارد و درعالم برزخ حضور خواهد داشت ( همان موتی که می شناسیم )، و بنا بر توشه ای که از قبل در دنیا برای خود فراهم نموده است به تکامل خود ادامه می دهد و اگر مانند کافران سرمایه ی وجودی خویش را دچار خسران و نابودی کرده باشد وای به حال او …
حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ ( سوره المومنون آیه ۹۹ )
تا آن گاه که مرگ یکى از ایشان فرا رسد، مىگوید: «پروردگارا، مرا بازگردانید
لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحًا فِیمَا تَرَکْتُ کَلَّا إِنَّهَا کَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ ( سوره المومنون آیه ۱۰۰ )
شاید من در آنچه وانهادهام کار نیکى انجام دهم. نه چنین است، این سخنى است که او گوینده آن است و پشاپیش آنان برزخى است تا روزى که برانگیخته خواهند شد.
سوره ی واقعه را همراه با ترجمه بخوانید در آنجا به خوبی توضیح داده می شود که در قیامت مردم به سه دسته تقسیم می شوند و حالشان چگونه خواهد بود …